نظر علي الطالقاني

554

كاشف الأسرار ( فارسى )

خواب ديدن ، ديدن اشياء است به چشم مثالى . و امّا بيان راستى خواب و دروغى آن اين است كه خواب دروغ بر سه قسم است ، يكى آن كه از خود شخص است به اين معنى كه شخص در بيدارى به امرى اهتمام دارد و در خيال او است و با خود سؤال و جواب مىكند و چون به خواب رود باز با خود سؤال و جواب دارد تا بيدار شود ، پس اين فى الحقيقه خوابى نديده و غير خود را نديده . و ايضا مثل اين است كه شخص ، تشنه يا گرسنه است و مىخوابد و همان آب و نان در خواب مىبيند و بسا باشد كه مزاج رطوبى ، ابر و آب و دريا و سفيدى و امثال اين بيند و سوداوى ، شير و اژدها و چيزهاى موحش و سياه بيند و هكذا . غرض ، در اين قسم غير خود را نديده . دوّم آن كه شياطين به او گفته‌اند و البته هر چه بگويند دروغ است و چيزهاى بد و موحش به انسان بنمايند ، البته كار دشمن چنين است . لهذا هر كه خواب بد بيند به پهلوى ديگر بغلطد و اين آيه را از سورهء قَدْ سَمِعَ اللَّهُ بخواند إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا 38 ( الخ ) . سوّم آن كه شخص به خواب مىرود و كمى خواب مىبيند ، پس به جهت شدّت گرمى هوا يا سردى هوا يا به جهت صدائى يا به جهت گزيدن پشّه‌اى و هكذا ، فى الجمله بيدار مىشود و آن رشته خواب از دستش مىرود ، باز به خواب مىرود و خواب كمى مىبيند و هنوز خواب او به جائى نرسيده باز بيدار مىشود ، باز مىخوابد و هكذا ، تا بيدار مىشود . البته اين خواب به هم آميخته از مطالب چندى ، تعبير ندارد و مثل او مثل كسى است كه صفحه‌اى از كتاب باز كند و يك سطر يا دو سطر بخواند كتاب را به هم گيرند و از جاى ديگر صفحه‌اى به او نمايند باز كمى بخواند باز كتاب را به هم گيرند و هكذا . و اطلاق اضغاث احلام بر اين قسم خواب ظاهرتر است . اين بود بيان خواب دروغ و آشفته . و امّا خواب صحيح و صادق و حقّ آن است كه ملائكه را ملاقات مىكند و با ايشان مكالمه مىكند پس هر چه ملائكه به او خبر دهند وحى محض و حق صرف است . فروع فرع اوّل . حالات شخص و اوقات و امكنه و مزاج و نيّات ، همه در صدق و كذب