نظر علي الطالقاني

542

كاشف الأسرار ( فارسى )

اگر عمل كنند به منتهاى كمال رسند و اگر نكنند از حيوان پست‌تر شوند . أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ . 10 بارى حق تعالى به اهل تكليف سرمايه داده ، كه عقل و اختيار باشد ، و به تجارت فرستاده ، كه عمل به تكليف باشد ، تا كامل و مقرّب شوند . پس بهشت و دوزخ و دنيا و آخرت و همهء ما كان و ما يكون به طفيل ايشان خلق شده . [ مطلب هفتم : كمال دانى در فداى عالى شدن است ] هفتم آن كه حق تعالى هر دانى را فدا و قربانى عالى قرار داده النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ . 11 پس همهء عالم را به طفيل انسان و براى راحت او آفريده . كفار همه غلام و كنيز مسلمند و اموال ايشان فىء مسلم است يعنى رجوع مال به صاحبش شده . و اين ظلم به دانى نيست بلكه كمال او در همين است كه فداى عالى شود . كمال تو در فدا شدن راه دين و صاحب شريعت است . هر كه شهيد شد به كمال رسيد زيرا كه معشوق قاتل ، در گرو عاشق مقتول است و ديهء او است . و مردم بالفطره اين را دانند كه گوسفند را قربان كنند و اسب را تصدّق دهند و عضو را به جهت حفظ ببرند و هكذا . [ مطلب هشتم : انسان شاملترين موجودات است به حسب كمال و نقص اختيارى ] هشتم آن كه چنانچه انسان به حسب وجود و كمال فطرى ، كاملتر و شاملتر از همه موجودات است ، چنانچه اشاره شد ، همچنين به حسب كمال و نقص اختيارى نيز . لهذا در بدى ، بدترين مخلوقات مىشود كه شيطان به گرد او نمىرسد ، چون اوّلى و دوّمى كه در ضلالت و گمراهى رئيس جميع گمراهانند ، و كذا در خوبى ، رئيس عالم امكان و پيغمبر و اولو الامر كل ممكنات مىشود و همسر بلكه بهتر از اول ما خلق اللّه مىشوند ، اعنى محمّد و آل محمّد ( ص ) . و سرّ اين ظاهر است ، البتّه معجون مركّب از عناصر چون نبات ، كار همه را كند با زيادتى . پس بايد انسان نيز كار همهء ممكنات را كند با زيادتى . و در حق ديگران است وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ 12 نه در حق انسان . و لهذا در دو ركعت نماز كار همهء ملائكه را نمايد . لو دنوت انملة لاحترقت 13 در حق جبرئيل است نه در حق خاتم ( ص ) . [ مطلب : ] نهم در بيان غايت عالم . دانستى كه غير مكلّفين به طفيل اهل تكليف خلق شده و به جهت فدا و قربانى و سهولت امور مكلّفين موجود شده‌اند و غرض از ايجاد اهل تكليف نيز تحصيل كمال اختيارى است كه علم و عمل و ايمان و عمل صالح و معرفت و عبادت باشد ، يعنى بندگى و عبوديّت . وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ 14 و حديث كنت كنزا مخفيّا 15 و يا بن آدم اطعنى حتّى اجعلك مثلى 16 و العبوديّة جوهرة كنهها الرّبوبيّة 17 و امثال اينها همه شامل مطلبند . پس غرض از ايجاد عالم و فائده وجود كلّ