نظر علي الطالقاني
537
كاشف الأسرار ( فارسى )
كه در هر انسان شهوت چهارپايان و غضب درندگان و مكر و خدعه شيطان و گرايش به دانشمند و عبادت و امور آخرت ملائك وجود دارد . بنابراين او عالمى صغير و كتابى مختصر است كه تمامى آنچه در عالم كبير هست در او نيز وجود دارد . « پس آفرين بر بهترين آفرينندگان » . بلكه او در هر مرتبهاى از وجودش از همانند خود در عالم كبير شديدتر و قوىتر است . چهار پايان و درندگان به اندك چيزى قناعت مىورزند امّا انسان در عالم حرص و تصوّرش ، به آنچه از خوردنى و نوشيدنى و همسر كه در دنيا و آخرت هست قانع نمىشود و همچنين به رياست بر جميع ما سوى اللّه قانع نمىگردد بلكه تمامى مراتب الوهيّت و مقامات ربوبيّت را ادّعا مىكند - خداوند بسيار بسيار از اين برتر و بلندمرتبهتر است . - و شيطان در خدعه و مكر ، به فريفتن و گول زدن انسان اكتفا مىكند بر خلاف انسان كه برخى از آنها به برخى ديگر از همنوعانشان و به حيوانات حيله مىزنند بلكه مىخواهند به پروردگار خود نيز حيله زنند . مثل اين آيه كه خداى تعالى مىفرمايد : « همانطور كه براى شما قسم دروغ مىخورند براى خدا هم به دروغ سوگند مىخورند . » و اين آيه كه : « كافران به فرشتگان مرگ تسليم مىشوند و به آنها مىگويند ما هيچ كار بدى نكردهايم . » و به همين ترتيب است كسى كه به مقام دوّمى - كه آنچه سزاوار اوست بر او باد - برسد . براى هر يك از ملائكه مقام و مرتبه مشخصى است كه نه آرزوى بالاتر از آن را مىكند و نه از حدود خود تجاوز مىنمايد بر خلاف انسان كه بالاتر از قاب قوسين را آرزو مىكند . پس وقتى انسان چنين است اف باد بر كسى كه نفس خويش را اسير شهوت مىسازد . تا جائى كه از مرز حلال تجاوز نموده و قصد زنا مىكند . پس از اين مطلب ، آيات و رواياتى كه در مورد كيفر زنا در دنيا و آخرت وارد شده را ذكر نموديم و اينكه امير المؤمنين ( ع ) و يحياى پيامبر ( ص ) ، هر كدام به خاطر يك زن زناكار به قتل رسيدند . ( 11 ) . مجلسى ، بحار ، تاريخ الحسين بن علىّ ( ع ) ، باب العلّة الّتى من اجلها اخّر اللّه العذاب عن قتله ، حديث 10 ، ج 45 ، ص 298 . ( 12 ) . وقتى كه دانستنى چگونه انسان عالم صغير مىباشد شگفتى در اين است كه علاوه بر آن ، جهت اجتماع و وحدتى دارد كه عالم كبير آن را ندارد . انسان موجودى است عاقل ، عابد ، تخيّلكننده ، احساسكننده ، داراى تحرّك ، خورنده ، خوابنده ، خشمكننده ، حيلهزننده ، و به همين ترتيب ساير كارهاى انسان . و با وجود آن ، اين بدن بدن او مىباشد كه مركب از زنده و مرده است ، بر خلاف عالم كبير . زيرا كار هيچ يك از اشياء عالم كبير به شىء ديگر استناد داده نمىشود . ( 13 ) . سوره هود ، آيه 80 : اى كاش مرا به منع شما اقتدارى بود يا حال كه قدرت ندارم به ركن محكمى پناه مىبرم . ( 14 ) . سوره هود ، آيه 3 : و در حقّ هر مستحقّ رحمتى تفضّل فرمايد . ( 15 ) . ( 16 ) . طريحى ، مجمع البحرين ، جلد ششم ، ص 39 ، حرم . ( 17 ) .