نظر علي الطالقاني

536

كاشف الأسرار ( فارسى )

منابع و توضيحات ( 1 ) . سوره فاطر ، آيه 24 : و ما تو را به حقّ و راستى به سوى خلق فرستاديم تا بشارت دهنده و ترساننده باشى و هيچ امّتى نبوده جز آنكه در ميانشان ترساننده و بيم‌دهنده‌اى بوده است . ( 2 ) . كلينى ، اصول كافى ، كتاب الايمان و الكفر ، باب الكذب ، حديث 3 . ( 3 ) . جزايرى ، الانوار النعمانيّه ، نور يكشف عن الكفر و الشرك ، ج 3 ، ص 79 . ( 4 ) . سوره بقره ، آيه 31 . ( 5 ) . فيض ، تفسير صافى ، ذيل آيه 180 سوره اعراف . ( 6 ) . هر كس حسّى را از دست بدهد پس قطعا علمى را فاقد مىگردد . ( 7 ) . سوره مؤمنون ، آيه 14 . ( 8 ) . سوره مجادله ، آيه 18 . ( 9 ) . سوره نحل ، آيه 28 . ( 10 ) . خداى تعالى مىفرمايد : « و خداوند تمامى اسماء را به آدم آموخت پس آنگاه آنها را به ملائكه عرضه نمود . » و مراد از اسماء به قرينهء « هم » اسماء اللّه است و تمامى ما سوى اللّه اسماء خداى تعالى مىباشند . چنانچه ائمه فرموده‌اند : « مائيم اسماء نيكوى الهى » . پس معنى آيه ، كه خدا بر آن آگاه‌تر است ، اين مىشود كه خداوند تمامى ما سوى را به آدم مىآموخت . زيرا لفظ جمع كه با الف و لام معرفه بيايد بيانگر عموم است . خداوند به لفظ جمع با الف و لام هم بسنده نكرده بلكه با كلمه « كلّها » بر آن تأكيد نموده است . در جاى خود ثابت شده است كه تا در شخص عالم ، نمونه و نظير و عكسى از چيزى نباشد ممكن نيست بر آن چيز عالم شود . كسى كه چشمش نور ندارد نورى و رنگى را نخواهد ديد و هكذا . و به همين خاطر گفته شده است « هر كس حسى را فاقد شد علمى را فاقد گرديده است » . پس اينكه خداوند جميع ما سوى را به آدم آموخت به اين طريق بود كه در او نمونه‌اى از هر چيز و از هر موجود مرده و زنده‌اى قرار داد . بدنش مركب از عناصر اربعه و روحش به شكل بخار مثل جسم آسمانى . معلوم است