نظر علي الطالقاني

512

كاشف الأسرار ( فارسى )

ديگر ، شايد اشاره به خروج از عالم زمان باشد و كذا آوردن تخت بلقيس . و كذا كندن در خيبر از عالم حركت بود و ممكن الصدور به حسب عالم طبيعت از قوى بنيه ، و لكن صدور آن از بدن و جثّهء امير كه به حسب ظاهر چون بدن ديگران كوچك و ضعيف بود در مجراى طبيعى محال مىنمايد . دو صد من استخوان بايد كه صد من بار بردارد . اين يك قسم از معجزه است كه تصرّف در اجسام و ماده است . قسم ديگر چون مهمان شدن امير ( ع ) در يك شب چهل جا و تمثّل ايشان ( ع ) در نزد احتضار به صور مختلفه به حسب حال محتضر اگر چه صد هزار در آن واحد باشند و كذا نمودن سيد الشهداء روحى له الفداء به ام سلمه حكايت كربلا را و تمثّل جبرئيل ( ع ) در نزد مريم ( ع ) فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا . 148 و مناط و ملاك قسم اوّل همان است كه اشاره شد كه هيولى اولى يا ثانيه را در چندين صور سير بدهد در آن واحد ، چه طفره محال است . پس عصا تا طى طبقات نكند حيوان نگردد . و كذا دعاهاى معصوم ( ع ) كه به جهت دواء امراض و حصول ولد و غير آن فرموده‌اند همه معجزه و از مجراى الهى است كه تأثير آن نفس مطهّر تا قيامت باقى است و كذا حكايت برد العجوز و آنچه از دوا فرموده‌اند از مجراى طبيعى است ، فافهم . و مناط و ملاك قسم دوّم ايجاد معصوم است از خارج بلا مادة هر چه خواهد چون تو در خيال خود ، لكن از تو در خيال نقش پذيرد و از ايشان به سبب كمال ايشان در خارج پذيرد چنانچه حالت همه اهل بهشت اين است . و چنانچه تو تا ملتفتى ، آن خيال تو هست و تا قطع نظر كنى منعدم شود كذا آنچه از معصوم در خارج آيد . و نگوئى پس آنها حضرت امير ( ع ) نبودند . به جهت آن كه در جثّه و سيما مثل او بودند و متكلّم خود حضرت بود و لكن به زبان آنها . چه خوب گفت : گرچه قرآن از لب پيغمبر است * هر كه گويد حق نگفته كافر است بلا تشبيه نظير تكلّم جنّ است به زبان مجنون . و امّا تسبيح سنگ ريزه در كف مبارك معصوم ( ع ) ، پس تو دانى كه تسبيح لسانى كه به گوش شنيده شود از غير ذى روح ممكن نيست ، چه جماد مسبّح ، جماد نيست ، كوسه و ريش پهن است ، مثل نبات متحرك بالاراده و مثل حيوان مدرك كلّيات . پس يا از قبيل إِنِّي أَنَا اللَّهُ 149 شجره كليم است كه ايجاد صوت تسبيح در او بروز يافت يا سنگ ريزه را سير دادن است تا ذى روح شود و لعل الاوّل اقرب . و كذا قوله تعالى يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ 150 و هو العالم . و كذا شهادت