نظر علي الطالقاني

504

كاشف الأسرار ( فارسى )

با آنكه بر فرض اتحاد هم جواب توان گفت ، چه بسا در خيال تو نقشها پذيرد كه عقل تو تكذيب آنها نمايد . چون برف و بوران و باران و پيچيدگى هوا بينى در خيال تو صافى هوا بعيد نمايد و كذا العكس . و در حال گرسنگى و سيرى اندازه شكم خود را گم كنى و استبعاد كنى در حال سيرى از گرسنگى و بالعكس . و در حال شدت سرما از گرم شدن و بالعكس . نبينى كه اطفال كوچك را چند برابر خوراك وى به وى دهى باز گريه كند كه كم است ؟ و حكايت نقطهء جوّاله و قطرهء نازله را البته دارى . تحقيق [ مسأله بداء ] صفات چندى بر خدا و بر خلق خدا هر دو اطلاق شود چون غضب و انتقام و استهزاء و مكر و عفو و رأفت و بدا و نحو ذلك ، و به آن نحو كه در خلق است بر خدا روا نيست چه ثوران دم و تغيير حالت و سرخ شدن صورت و ارتعاش بدن در حالت غضب ظاهر است و نتيجهء آن زدن و كشتن و عذاب نمودن مغضوب عليه است و بيان همه به طول كشد . لهذا محققين فرموده‌اند كه اطلاق اين صفات بر او تعالى شأنه به اعتبار نتايج آنها است نه مبادى ، چه او تعالى از تغيّر و نقص و جهل و نسيان عارى است پس خدا عذاب كند و خذلان نمايد كه لازمه غضب و مكر و انتقام است و استهزاء است ، و بخشش و فيض دهد كه لازمهء دلسوزى و رحم است ، و كرده را نديده گيرد كه لازمه حياء و عفو و گذشت است ، و محبت خدا و دوست داشتن خدا مر خلق را از همين قبيل است . و از اين قبيل است بداء چون در ما علم و جهل و سهو و نسيان عارض شود تجدّد رأى پديد آيد پس آنچه بناى كردن آن بود نكنيم يا نكردن آن بود كنيم يا كم و زياد نمائيم و كذا ديوان خراج سلطان و ديوان وظايف سلاطين تغيير و تبديل نيابد و كم و زياد نشود مگر بعد از تجدّد رأى ايشان . و اين نتيجه كه كم و زياد كردن و محو و اثبات نمودن باشد در كتاب محو و اثبات خدا هست و لكن آن مقدمه كه تجدّد رأى صاحب كتاب باشد نيست و كذا نسبة التردّد اليه تعالى كما اشرنا اليه آنفا . 101 و اگر اين محو و اثبات نبودى و اين اعتقاد نباشد باب عبادت و احسان و ترحم و صله رحم همه مسدود شود و خوف معاصى از ميان برخيزد كمالا يخفى و لذا ورد ( ما عبد اللّه بشىء كما عبد بالبداء ) 102 فويل لمن انكر البداء من العامة العميا . فان قيل هب جريان المحو و الاثبات فى كتاب و لكن ذكرت قد جفّ القلم فى