نظر علي الطالقاني

503

كاشف الأسرار ( فارسى )

و لكن هو هو و نحن نحن . 98 الثانى ان يقال انّ لهم علمين ، علم كلى محيط بكليات ما يكون و تمام ما كان دائما و ليس محيطا به تمام ما يبدو للّه تعالى ، و علم جزئى بالبداء و الغيب يلقى اليهم ( ع ) امّا سنة سنة كما لعلّه يظهر من بعض اخبار ليلة القدر ، او اسبوعا اسبوعا او يوما يوما ، فاذا لا يقع شىء الا و هو يعلمهم ( ع ) قبل وقوعه و لكن بهذا النحو . و التوقف فى المقام خير و هم اعلم بما يعلمون . 99 نكته دانستى كه بداء و محو و اثبات و تقدير هميشه هست ، اگر چه معظم آن در شب قدر است ، پس به لحاظى هميشه شب قدر است ، پس تفسير عارف حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ 100 را به صبح قيامت كه انتهاء بدا و قدر است هم صحيح است ، فافهم و هم العالم . اشكال عالم كبير كه انسان كبيرش نامند ، چه او را نيز عقلى و نفسى و خيالى و جسمى است ، پس چگونه شود كه عقل او ام الكتاب و نفس او لوح محفوظ باشد و خيال او كتاب محو و اثبات ؟ حلّ اوّل آنكه در انسان كبير اين مراتب كه ياد كردى شىء واحد نيستند چون انسان صغير ، بلكه هر يك عالمى ديگر و موجودات ديگرند ، چنانچه از اختلاف گردش افلاك جهتا و سرعتا و بطوء و از اختلاف طبقات ملائكه و شغلهاى ايشان و شياطين ظاهر مىشود . پس اشخاص چندى كه منفصل الهويّه از لوح محفوظ و ام الكتاب مىباشند كتاب بداء محو و اثباتند به خلاف انسان كه از جهت بدن و حس و خيال و نفس همه ، متأثر شود به جهت آنكه همه ، اجزاء و درجات اويند . و از اينجا دانى كه نفوس فلكيّه و ملائكه از قبل ابدان خود و از قبل عناصر متأثر نشوند و تأثر ايشان از نفوسى خواهد شد كه بر ايشان غالبند ، چون غلبهء زيد بر عمرو ، يا سوزش قلب پيدا كنند از تضرع داعين تا وى را اجابت كنند يا حالت غضب ايشان را عارض شود از مخالفت عاصين پس عذاب نازل كنند .