نظر علي الطالقاني
44
كاشف الأسرار ( فارسى )
صفحه خاطر و لوحه نفس از ايشان پاك نشود و مجرد نگردد مجرد نبيند . رو مجرد شو مجرّد را ببين . و حكماء اخلاق شكر اللّه سعيهم در بيان تصفيه نفس طريقه اول را گرفتهاند و ذكر يكانيكان از صفات رذيله و اخلاق جميله را نمودهاند و كيفيت زوال رذيله و علاج وى و حصول جميله و علاج وى را فرمودهاند چنانچه نتيجه را كه محبت است بعد از بسيارى از مقدمات ذكر فرمودهاند و احدى از ايشان را تا حال نديدهايم كه ريشه و سرچشمه اين فضائل و رذائل را بيان كرده باشد و منشأ را بدست داده باشد . و بعون اللّه مىخواهيم در اين مقام نيز طريقه دوم را پيش گيريم و اول بيان كنيم آنچه منشأ و سرچشمه اين رذائل و فضائل است و راه دور و دراز را نزديك و كوتاه كنيم . پس گوئيم بعون اللّه كه انسان سه محبت فطرى دارد و جميع مرضها از اين سه متولد شود لا غير ، و مراد از اين سه محبت حب حيات است و حب رياست و حب ذات . و هر چند حب لذّات محسوسه كه لذت شكم و فرج و چشم و گوش باشد هم مقصود و محبوب فطرى و بالذات است و غايت مستقل است و لكن ما به جهت پستى اينها و به جهت مناسبت ايشان با حيات دنيوى ، ايشان را در مبحث حب حيات ذكر كردهايم و تابع او ساختيم . حال بيان كنيم معنى محبت فطرى را . گوئيم محبت فطرى آن است كه اگر آنچه به او محبت دارى ضرر به تو داشته باشد باز دست از محبت وى برندارى و در همه كس باشد الّا من عصمه اللّه . و محبت غير فطرى آن است كه تا در او نفع بينى او را دوست دارى و چون از وى ضرر بينى او را دشمن دارى . مثلا چون در هواى گرم اذيّت بينى طالب هواى سرد شوى و چون از وى اذيّت بينى طالب هواى گرم شوى و تا در خود برودت بينى طالب مسخّنى ، و مبرّد مبغوض تو است و چون حرارت بينى مبرّد خواهى ، پس همان محبوب ، مبغوض تو شد و همان مبغوض محبوب تو شد و دوستى اهل دنيا همه با هم از اين قبيل است ، از خيالى دوست باشند و از خيالى دشمنند . الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ 96 : دوستان در آن روز بعضى بعض ديگر را دشمنند مگر متّقيان . و علامت ديگر از محبت فطرى آن است كه در حيوانات نيز چنانچه ان شاء اللّه بيان كنيم ظاهر شود و علامت ديگرش آن كه محبوبيّتش همه را مسلّم باشد و منكر نداشته باشد . حال بعونه گوئيم اول از محبت فطرى حب حيات دنيوى و تعلّق نفس به بدن است و لذا موت را كارهند اگر چه ناقص الاعضاء و مريض و ذليل و فقير باشند و