نظر علي الطالقاني
334
كاشف الأسرار ( فارسى )
چنانچه تو نتوانى به طفل غير مميز بفهمانى ، و چنانچه كور نتواند راه و چاه بفهمد . و اگر ما احكام را مىفهميديم محتاج به طور ديگر نبوديم . چنانچه به ضرب چوب زهر نخورى ، اگر دانستى ، حرام نيز به ضرب چوب نخوردى . و چون طفل زهر نشناسد مىخورد چنانچه ما نيز حرام را به ضرر نشناسيم مرتكب شويم . و چون اين طور تربيت ممكن نيست ، پس منحصر شد به اينكه به زير دست گفته شود ، يا به زبان قال يا به زبان حال ، چنانچه با حيوان غالبا به زبان حال و قراين احوال است ، كه اگر طاعت كردى و به قول من عمل نمودى و خواهش خود را كنار گذاشتى به تو فلان چيز و فلان چيز كه تو به او مايلى مىدهم و اگر مخالفت كردى تو را چنين و چنان عذاب و سياست مىكنم . پس او به اميد رسيدن به آن وعده كه ميل اوست اطاعت نمايد و از ترس آن عقاب و وعيد از مخالفت گريزد . و باز وعدهء عفو و گذشت به او دادن لازم است تا آنكه مأيوس نشود كه لازمهء يأس مخالفت است و عفو و گذشت را هم بايد به طور شايد به او گفت نه به طور حتم تا آنكه بالمرّه از عذاب ايمن نشود كه لازمهء ايمنى ايضا طغيان و هلاكت است . شكى نيست كه اگر كسى العياذ باللّه يقين كند كه از اهل جهنم است از هيچ كفر و زندقه و گناه دست كوتاه نكند و اگر يقين كند كه از اهل بهشت است هم همين طور . پس بديهى شد كه تربيت نادان منحصر است در همين طريقه كه شنيدى و از اينجا تو را بديهى شد كه چقدر خام و بىمغز و ضد مقصود است قول آنكه گويد عبادت نمودن به جهت طمع بهشت يا به جهت خلاصى از جهنم باطل است . بارى حال گوئيم شكى نيست كه هر يك از اين سه مسأله و اين سه طريقه سلوك هر يك موقوف است بر الفت و محبت و دوستى . و تو تا طفل خود را دوست دارى تربيت نمائى و چون دشمن او شوى و از او مأيوس شوى او را به حال خود واگذارى . و همچنين خادم تا راه الفتى نباشد تو را اطاعت نكند و اگر محض ترس باشد و از روى اكراه و عبوس نموده و گره بر جبين زده كارى بكند آن نه امتثال و اطاعت است چنانچه عمل منافقين چنين بوده . فرمود وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ مَغْرَماً 122 و فرمود وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالى وَ لا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَ 123 و آيات بسيار است . و سلوك و تواضع و مواسات با همسران ظاهرتر است كه توقف بر محبت دارد . پس ظاهر شد كه چنانچه فائده و غايت عالم امكان محبت است همچنين نظم عالم امكان و نظام دو جهان نيز بسته به دوستى و محبت است . چگونه توان شك نمود