نظر علي الطالقاني

332

كاشف الأسرار ( فارسى )

است كه همهء آنها راجع به سه مسأله شود بىكم‌وزياد ، زيرا كه چون هر موجود با ساير موجودات از خالق و مخلوق ملاحظه شود يا از او برترند و يا با او همسرند و يا از او پست‌ترند و بسا باشد كه هر سه جمع شود ؛ پس كسى به جهتى از تو برتر باشد و از جهتى پست‌تر و از جهتى با تو همسر باشد . و سلوك هر ذى شعور بالفطره با اينها تفاوت دارد ، حتى حيوان . مىبينى كه بالفطره سلوك او با برتر و قويتر از خود طورى است و با همسر خود طورى ديگر و با زيردست خود هم طور ديگر است . و جميع شرايع و آداب بيان سلوك با همين سه طايفه است ليس الّا . و هر چند اين سه مسأله را در جاى ديگر از همين كتاب اشاره نموديم و لكن بهتر آنكه در اين مقام نيز به طرز ديگر بيان نمائيم تا معلوم شود كه آنچه در كتاب ما درج است همه مأخوذ از مفطورات و بديهيات است . مسألهء اول بيان سلوك با برتران است و مراد از برتر هر كسى است كه به جهتى از جهات از تو كاملتر باشد ، در سنّ يا علم يا تقوى يا بخشش يا شجاعت ، و يا به جهتى از جهات به تو حق احسان و نعمتى داشته باشد ، چون ولىّ النّعم و محسن و معلم و مربّى و شوهر و پدر و مادر و آقاى غلام و كنيز و علماء و ائمه ( ع ) و پيغمبر ( ص ) و خداوند يكتا . و چون در شريعت غرّاء و فقه و طريقهء اهل بيت سير نمائى مىبينى كه يك قسمت آن در بيان اين مسأله است ، يعنى بيان سلوك با برتران ، كه بعضى را بايد تعظيم كرد و بعضى را بايد شكر نمود و بعضى را بايد اطاعت نمود و بالجمله سلوك با برتر از آن جهت كه برتر است نيست مگر بندگى و تسليم و تعظيم و اطاعت . و چون عمده سلوك با داناتر است ، كه علماء و ائمه ( ع ) و پيغمبر ( ص ) و خداوند يكتا باشد ، بالخصوص اشاره نمائيم . بدان كه سلوك با ايشان راجع است به دو چيز : يكى تسليم و انقياد و قبول نمودن آنچه از ايشان برسد و رد ننمودن است خواه عقل ناقص موافق فرمايش ايشان بفهمد و خواه العياذ باللّه بر خلاف گمان كند و يا هيچ نفهمد ، و يكى ديگر اطاعت و امتثال و عمل به فرمايش ايشان ، و اوّلى لازمتر است و كفر و اسلام به او بيشتر بسته است . اگر گوئى سرّ وجوب تسليم و طاعت و دم از چون و چرا بستن چيست ، گوئيم وجوب تسليم و اطاعت عالم و نائب از آن جهت كه نائب است ، راجع به امام ( ع ) است . چنانچه فرمود ردّ بر ايشان ردّ بر ماست . 120 و در غير اين سخن ما نيست . پس سخن ما منحصر شد به معصوم و خدا .