نظر علي الطالقاني
312
كاشف الأسرار ( فارسى )
مثالش چنانچه اگر لباس جندى در خانه يا بدن فقيه ديده شود و يا عمامه با جندى باشد همه حكم كنند كه اين وضع شيء فى غير محل است بايد اين به آن داده شود و آن به اين ، تا وضع شىء در محل كه عين عدل است لازم آيد . و هم در سابق تحقيق نمودهايم كه مراد از علّيّين و سجّين همين تركيب عناصر و مزاج است زيرا كه گاهى از تركيب ايشان مزاجى حاصل آيد كه اخلاق نيك را بالفطره در بر داشته باشد ، پس لا بد صاحبش را داعى باشد به سوى خيرات ، و گاهى مزاجى حاصل آيد كه بالفطره اخلاق بد در بر داشته باشد و لا بد داعى باشد به سوى شرور ، و گاهى مزاجى شود مركب از هر دو ، گاهى به خير كشد و گاهى به شر ، و مزاجى كه صرف شر باشد وجودش به طور يقين ظاهر نشده . بارى هر چند در جميع صور انسان مختار است و تغيير و تبديل اخلاق هم بالبديهه ممكن است و لكن از هزار يكى تبديل اخلاق شر به خير نكند و از هزار يكى آنچه را كه خلق بد به سوى او خواند از معاصى ترك نكند . حال گوئيم چون مؤمن دوست خداست و دوست رسول ( ص ) و آل اوست و مقتضاى محبت و دوستى بالفطره اطاعت و بندگى مولى است ، چنانچه بديهى شد ، و اطاعت خدا در اخلاق نيك و افعال خير و عبادت است ، پس هر معصيتى كه به جهت خلق بد و غلبهء هوا و هوس نمايد خلاف فطرت اوست كه محبّت و دوستى است ، و چون كافر دشمن است و مقتضاى دشمنى بالفطره عناد و مخالفت است پس اگر به جهت خلق خوبى كه دارد عمل خيرى از او صادر شود خلاف فطرت اوست كه عداوت و دشمنى است ؛ با آنكه نه اين ، عمل نيك را به قصد امتثال و فرمانبردارى نمايد و نه آن ، گناه را به قصد مخالفت و عناد و سركشى ، بلكه با خوف و ترس و لرز . پس به وضوح پيوست كه طاعت و عمل خير اين را لباسى است عارضى و عاريت كه از مؤمن و دوست اخذ شده و گناه نيز آن را لباسى است عارضى و عاريت كه از كافر و دشمن گرفته شده . بگير مطلب را كه تا حال چنين تحقيق به حمد اللّه ديده نشده . و هم ظاهر شد معنى آن اخبار كه هر كه گناه با اقرار به گناه و خوف عقاب كند پس او مؤمن است حقّا . 61 مطلب ششم در تأكيد مطلب سابق . فرمود ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ كانَ اللَّهُ شاكِراً عَلِيماً : 62 چه مىكند خدا به عذاب شما اگر شكر كنيد و ايمان آوريد ؟