نظر علي الطالقاني
309
كاشف الأسرار ( فارسى )
مادران فرزند مرده به لباس او تسلّى جويند و به يادگارى نگه دارند . چه خوب گفت امرّ على الدّيار ديار ليلى 48 ( الخ ) . و ايضا آنچه محبوب اوست ، چه مريد و زيردست او باشند و چه مراد و آقاى او باشند و چه دشمن دشمن او باشند و چه مأكول و ملبوس و يا چيز ديگر باشد ، همه بالتبع و ثانيا و بالعرض محبوب تو باشند ، از آن جهت كه محبوب او باشند اگر چه فى حد ذاته محبوب تو نباشند . و آنچه مبغوض اوست چه دشمن او باشد و چه دشمن دوست او و چه دوست دشمن او باشد و يا چيز ديگر باشد ، از مأكول و ملبوس و عمارت و هكذا ، همه به واسطهء او مبغوض تو باشند از آن جهت كه مبغوض او مىباشند اگر چه از جهات ديگر محبوب تو باشند . پس بالضروره محال است كه شيعه مثلا شيعه را دشمن دارد العياذ باللّه از آن جهت كه دوست اهل بيت است ، زيرا كه اين جهت جهت تقييدى است كه اصل حكم راجع به قيد است . پس معنى كلام اين مىشود كه اين شيعه چون دشمن اهل بيت است العياذ باللّه از آن جهت دشمن دوست ايشان است ، پس اصل دشمنى راجع به اهل بيت شود و از آنجا نشر به شيعه و دوست ايشان نمايد . يا خلفاى جور و يا پيرو ايشان را دوست دارد از آن جهت كه دشمن اهل بيتند و معنى اين كلام چون جهت جهت تقييدى است مثل معنى كلام اول شود . پس از فرض وجود شيعه با فرض آن دشمنى و يا اين دوستى عدمش لازم آيد و لهذا اگر كسى يك پيغمبر را دانسته انكار كند كافر است چنانچه در نساء فرمود وَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا 49 . بلى چون از اين جهت بگذرى هيچ عيب ندارد كه شيعه با شيعه دشمنى كند و يا با مخالف دوستى كند به جهت اغراض دنيويه ، چنانچه بسيار بوده و هست ، و يا شيعه را بد دارد به جهت صفات بد و افعال زشت و يا مخالفى را دوست دارد به جهت صفات نيك او ، و فى الحقيقه صفات نيك محبوب اوست نه مخالف و صفات بد مبغوض او است نه موافق ، و كذا آن حاجت و نفعى كه از مخالف به وى رسد محبوب اوست نه خود او و آن ضرر و اذيتى كه از موافق به او رسد مبغوض اوست نه خود موافق ، و لهذا اگر به آن موافق كه او را دشمن دارى نفع دينى برسد ، مثل آنكه مخالفى را بكشد و مال او را ببرد ، خوشحال شوى از جهت دين كه خارجى كشته شده و محزون شوى از جهت دنيا كه مال به دست او آمده و كذا اگر به آن مخالف كه او را به جهت دنيا دوست دارى نفع دنيوى رسد خوشحال شوى و اگر نفع دينى به حسب اعتقاد فاسد او به او رسد ، مثل آنكه