نظر علي الطالقاني
214
كاشف الأسرار ( فارسى )
بر اين اصل ، سخنان مردم و شهادت ايشان لا بد اعتقاد مىآورد ، و حكايت اطفال مكتب كه تمهيد كردند و هر يك آمدند به معلّم گفتند خدا شفا بدهد ، آخر باور كرد و در بستر خوابيد ، معروف است . در حق من و خودت پيش از اين گمان ببر كه زودتر از اين گول مىخوريم . نستجير باللّه . و امّا جدال ، پس مفاسد او ظاهر و احتياج به بيان ندارد و پيش دانستى كه عبادت را وسيلهء معصيت نمودن چگونه است ، بدتر از اين چه باشد كه علوم و آيات و احاديث را منشأ ايذاء و خفت و خجالت اهل علم قرار دهى و خود به صورت سبع برآيى و حركات ناشايسته مانند خروس جنگى از تو ظاهر شود كه اطفال و عوام به تماشا گرد آمده بخندند . و اما مرافعه و مخاصمه در اموال گفته شد . و اما مدح آنچه مىفروشد و ذمّ آنچه مىخرد به جهت آن است كه تجارت و منافع شيرين است و محبت وى شخص را از اندازه بيرون برد و به حد افراط و تفريط و كذب كشد و منشأ فريب و رنجش برادر مؤمن شود . ديدهاى كه از صد نفر يكى جز اين نكنند . و اما بسيارى قسم به جهت آنكه در مطالب پست و خرد ، قسم به بزرگ خوردن و ياد نمودن ، قبيح و ظلم و كسر شأن اوست و لذا اگر قسم به جان سلطان در مطلب كوچك ياد نمائى بر تو غضب نمايد و خدا از همه غيورتر است . ببين چه جلالت و شأن و تأثير از براى اسم مبارك خود قرار داد كه او را مصلح و رافع جميع خصومات و دواى آخر هر نزاع قرار داد و تأثيرش اين شد كه معصوم ( ص ) فرمود : من حلف صادقا اثم و من حلف كاذبا كفر : 302 هر كه قسم بخورد ، اگر راست باشد گناه كرده و اگر دروغ باشد كافر شده . و فرمود تذر الدّيار بلاقع : 303 خانهها را زير و زبر مىكند . و باز فرمود از حق خود بگذر و احترام اسم خدا نگهدار و قسم مخور . 304 سيّد ساجدين ( ع ) چون زن خارجيه از او ادعاء سيصد تومان صداق نمود ، دادند و قسم ياد نكردند و فرمودند اجللت اللّه : 305 جليل شمردم خدا را . و همين لفظ اجللت صريح است در نكتهاى كه بيان كرديم . فافهم . و اما فحش و غيبت و سرزنش و سخنچينى و سخن بىدليل و تطيّر كه محتاج به بيان نيست و ضرر به دنيا و آخرت و مقاصد خمسه دارند و به حس مىبينى كه از ايشان چه تولد مىكند ، و اشاره به بعضى از مفاسد ايشان هم نموديم .