نظر علي الطالقاني
206
كاشف الأسرار ( فارسى )
فواحش را پنهان كنند و لا اقل در پرده نگهدارند اگر ترك نمىكنند . و هر كه اين را جزم نكند خود را ملامت كند ؛ فافهم . دهم [ سخنچينى و نمّامى ] سخنچينى و نمّامى و خبربرى است به راستى ، كه لازمهء او فتنهانگيزى و دشمنى و جنگ و فساد ميان مردم انداختن است . خدا در بقره فرمود : وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ 270 و در سورهء ن فرمود : هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ . 271 خاتم ( ص ) فرمود خبر دهم شما را كه بدترين خلق كيست ؟ كسانى كه نمّامى كنند و تخليط كنند و بر هم زنند . 272 و فرمود خدا بهشت بيافريد و فرمود سخن گوى . گفت نيكبخت است آن كه به من رسد . فرمود به عزت و جلال من كه هشت كس را به تو راه نبود : خمرخوار و زانى كه بر آن بايستد و نمّام و ديّوث و عوّان و مخنّث و قاطع رحم و آن كه گويد با خدا عهد كردم كه چنين كنم و نكند . 273 كسى به حكيمى گفت كه فلان در حق تو چنين گفت . فرمود سه خيانت كردى ، مرا از دوست رنجانيدى و دل فارغ مرا مشغول كردى و خود را نزد من فاسق و متهم كردى . اى عزيز آن كه سخن ديگران نزد تو آورد البته سخن تو نيز نزد ديگران برد زيرا كه مقتضاى ملكه و عادت جز اين نيست . البته از او حذر كن و او را برنجان . غزالى گويد يكى غلامى مىفروخت ، مىگفت در او هيچ عيب نيست مگر نمّام و مخلط است . مشترى گفت باكى نيست و بخريد . غلام به زن خواجه گفت خواجه تو را دوست نمىدارد مىخواهد كنيزكى بخرد ، چون بخوابد تيغ برگير و چند موى از زير گلوى او به من ده تا جادو كنم كه عاشق تو شود . و به خواجه گفت اين زن عاشق كسى شده ، تو را خواهد كشت . خود را به خواب بزن تا ببينى . مرد خود را به خواب زد ، ديد زن مىآيد تيغى در دست و چون رسيد ريش او را گرفت ، مرد يقين كرد كه او را خواهد كشت ، جست و زن را كشت ، خويشان او آمدند مرد را كشتند . خويشان مرد نيز آمدند . جنگ در پيوست و خون بسيار ريخته شد . ما اين را از غزالى به مناسبت آورديم زيرا كه هنوز ما در بيان اقسام صدقيم كه ضرر دارد .