نظر علي الطالقاني
189
كاشف الأسرار ( فارسى )
مطلب هشتم در تفاوت درجات . در سورهء بقره فرمود : تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ 177 و در آل عمران فرمود : هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ . 178 خدمت خاتم ( ص ) عرض شد انّ عيسى بن مريم ( ع ) كان يمشى على الماء ؛ فقال ( ص ) لو زاد يقينه لمشى فى الهواء . 179 به درستى كه حضرت عيسى ( ع ) به روى آب راه مىرفت ؛ فرمود اگر يقين او زيادتر بود هرآينه به روى هوا راه مىرفت . بدان كه حكيم على الاطلاق بدن را موافق روح ساخته و روح را مناسب بدن پرداخته و اگر غير اين بودى ظلم بودى ، تعالى اللّه علوّا كبيرا . البته ظاهر است كه رستم را بر يابوى لنگ نشاندن و رخش را به زير پاى جبون و ناتوان كشاندن ظلم فاحشى است ؛ و لكلّ شىء اهل فاتركوه لاهله . 180 حضرت امير ( ع ) را بدنى بايد كه با او شبى دو هزار ركعت نماز گزارد و روز هم جهاد نمايد آنچه نمايد . و از همين ، فساد تناسخ پيدا و بطلان انتقال روح به بدن ديگر هويداست . حال گوئيم بعونه ، شكى نيست كه يقين به مطلب و نزديك شدن وصول ، باعث زيادتى قوت و اهتمام ، و هر كه مأيوس است حركت ندارد و آن كه اميد دارد قدم پيش گذارد و آن كه اميدش بيشتر است پيشتر است و آن كه يقين دارد چون باد صرصر است . و نيز عشق و زيادتى محبت باعث جرأت و قوت است ، و اين مطلب در عاشقان مجازى ظاهر است . بسا باشد در حضور سلطان پير مردان چندين ساعت بايستند و هيچ كسل و خسته نگردند ، و غالب غذاى ايشان از قبل روح باشد و غذاى بدنى كم شود و مع ذلك صورت برافروخته و بدن فربه شود . و نيز دارائى ملكه و مداومت بر عمل باعث زيادتى و قوت شود و لكن مع ذلك چنين نيست كه اين زيادتى و توانائى غير متناهى شود و از حد يقف بيرون رود و هر قدر بخواهد بتواند سير كند و صبر و تحمل كند بلكه قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً 181 ، هر كوه را به اندازهء او برف ريزد و دريا را به قدر گنجايش او آب دهد كه هر موجش را سبوى بسيار و كوزه بيشمار تحمل نكند . آب جودش جارى و فيض وجودش سارى است و لكن هر چه از طبقهء پيش سرريز كند طبقهء بعد ، از پيشماندهء پيش كامياب گردد . چنانچه امير ( ع ) به كميل فرمود يطفح عليك ما يترشّح منّى 182 : مىريزد بر تو آنچه از من ترشح كند . و خدا خود فرمود : أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها . 183 و طبقه بعد هرگز به قبل نرسد ، كوزه سبو و سبو جوى و جوى رود و رود دريا نگردد .