نظر علي الطالقاني
177
كاشف الأسرار ( فارسى )
شخص درك مطالب نمايد و اين را علوم رسمى گويند و گاهى تصفيه نفس نمايند و زنگ كدورات از روى قلب پاك نمايند تا نور علوم و حكمت از طرف باطن در او ظاهر شود و نقش گيرد و علم لدنّى و وحى و الهام و نفث همه از اقسام اين علم است . و ميان آينه قلب تو و علم انوار و مجردات هيچ حجابى به غير از چرك آمال و زنگ محبت دنيا نيست و چون حجاب برخيزد معقول و متصور نيست كه آفتاب و نور در آينه ننمايد . آيا كفايت نمىكند در اين مطلب كلام سيد الساجدين ( ع ) و انّ الرّاحل اليك قريب المسافة و انّك لا تحتجب عن خلقك الّا ان تحجبهم الامال دونك ؟ 151 پس راه تحصيل علم لدنى و اظهار كرامت خوب ظاهر شد و لكن آن صبر كو و آن طاقت كجا است كه بالمرّه چشم از دنيا و آرزوها بپوشيم ؟ و به جهت محال عادى بودن اين رياضت است كه غالب رياضيتها اثر و ثمر ندارد ، زيرا كه غرض و غايت آنها را چون بشكافى غير از دنيا چيزى نبينى و به جهت همين است كه غالب خلق علم لدنّى و رياضت را منكرند و جمعى از كمّلين فهميدند و مقرّند و لكن اقرار به صعوبت و امتناع عادى آن نمودهاند و لهذا همه از راه حواس تحصيل كنند و در پى علوم رسمى دراز شوند الّا من شذّ و ندر . تنبيه بعضى از عرفا چنانچه در آخر گوهر مراد اشاره فرموده هزار درجه و مرتبه و مقام و مراحل از براى سير و سلوك اثبات نموده ، يعنى بايد سالك هزار منزل طى كند تا به غايت و كمال و مقام قرب رسد . و چون اندك تأمّل در آن منازل نمائى شك نكنى كه همه آنها مندرج و مندمج است در ترك محبت دنيا كه محبت لذّات و حب رياست و حب حيات باشد ، و بالاتر از مقام محبّت مقامى نيست و حضرت خاتم ( ص ) و عيسى بن مريم هر دو ، او را متفرّع بر ترك و بغض دنيا نمودند . و ايضا تكليفى و جهادى و رياضتى و راى ترك محبت دنيا كه عبارت از ترك آن سه محبت باشد معقول و متصور نيست . و همان فقرهء دعاى ندبه و دعاى سحر در اين مطلب كافى است زيرا كه در اوّلى عهد و شرط خدا را با پيغمبران ( ع ) منحصر ساخت در زهد و اعراض از تمام درجات دنيا و در دومى حجاب را منحصر ساخت در آمال و محبت دنيا . فافهم و احفظ ان كنت من اهله .