نظر علي الطالقاني

163

كاشف الأسرار ( فارسى )

دارد و اگر دمى به وصالش برسى واجب است كه دردم ديگر از او مفارقت كنى ، فراقى كه ابد الدهر اميد وصالش نيست ، البته دل به او نبايد بست ، محبت و عاشق او نبايد شد . اين قدر را همگى مسلّم داريم و بديهى دانيم و اين بديهى از روى عقل و تدبير است ، گذشته از دين و مذهب و ارشاد خدا و كتب خدا و پيغمبران . حال كه واجب شد دل نبنديم و عاشق نشويم چه كنيم و كدام طرف را بگيريم ؟ آيا بالمرّه چشم‌پوشيم و دست به مهمانى يك شب هم دراز نكنيم و منّت هزار نفر نكشيم و با هزار نفر نجنگيم و به نان خشك خانه خود اين يك شب را هم قناعت كنيم ، يا بگوئيم منّت كشيدن و كشاكش ديدن در پيش لذّت سهل است ، شبى هم كه خوش‌گذرانيم خوب است ، پس بايد دست در آغوش اين صنم منقطعه و اين دلبر يك ساعته نمود و چنانچه او هيچ دلبستگى به من ندارد مىخواهد يك ساعت ديگر متعه ديگرى شود و بر زانوى او نشيند من هم به او دلبستگى ندارم ، همين يك ساعت با او كيف مىكنم و هر لحظه كه او مرا رها كرد من هم او را رها مىكنم ؟ شكى نيست كه اين هر دو شق را عقلاء پسندند و تحسين كنند و سليقه‌ها در اينجا مختلف شود و هر كسى مصلحت دين و دنيا و آخرت خود را در طرفى داند و هر دو اهل آخرتند و با عقل و زهد و كياستند . ترجيح اين مقام با خودت ( و للنّاس فيما يعشقون مذاهب ) . 105 و لكن اگر كم‌طاقت و كوتاه‌همتى شقّ دوّم را بگير كه شقّ اوّل هم به دنيا و هم به آخرت تو ضرر دارد . و اگر سخت كش و بلندهمتى همان شقّ اول را بگير چنانچه انبياء و اولياء كردند . زنهار كه دل به اين غدّار نبندى كه ابله‌ترين خلق شوى ، چنانچه فهميدى . و فراموش مكن از غارت‌ها كه به تو رسد . آه آه از اين سه غارت : اوّل غارت مرگ كه از تو قهرا بگيرد زن و فرزند و مال و خويشان و دوستان و لذّت‌ها و حيات و رياست همگى را در آن واحد . دوّم غارت قبر و كرمان كه چشم و زبان و لب و گوشت و پوست تو را از هم متلاشى و متفرق كنند و هر ذرّهء او غذاى كرمى شود و استخوان‌ها بند بند از هم جدا و ريزريز گردد . سوّم غارت خصماء و شركاء در صحراى قيامت كه يك بار تو را در ميان گيرند و در نزد احكم الحاكمين با تو مرافعه كنند و اگر به قدر خردلى و خشخاشى از تو حق داشته باشند مطالبه كنند و هر چه سرمايه از حسنات برده‌اى بگيرند و اگر كمى كرد ، و بال و گناه خود را بر دوش تو گذارند . در ديوان حضرت است : طلّق الدّنيا ثلاثا * و اطلبن زوجا سواها