نظر علي الطالقاني
157
كاشف الأسرار ( فارسى )
كه از همه مرغان تندتر و تيزبالتر است . اى عزيز ديدهاى كه در وقت افطار هر چه حاضر كنند خوددارى نتوانى نمود با آن كه دانى كه هنوز در عقب غذاهاى لذيذ است الآن مىآورند ، و هم ديدهاى كه زنان فاحشهء پير به خودسازى و رنگريزى چگونه جوانان را مفتون خود سازند تا هر چه خواهند در راه ايشان دربازند ، از اين جهت است كه صورت باطنى دنيا چون زن فاحشه خود ساخته بىوفائى است ، چون حضرت امير ( ع ) او را ديد و فرمود طلّقتك ثلاثا 88 و حضرت عيسى ( ع ) او را ديد كه پيش ذكر شد . از آنچه گفتيم نيك روشن شد معنى آنچه وارد شده كه المؤمن اعزّ من الكبريت الاحمر . 89 زيرا كه مراد از او مؤمنى است كه خدا قلب او را امتحان كرده است از براى ايمان ، كه در عرض ملك مقرب و نبى مرسل در اخبار ذكر شده ، و امتحان قلب او به همين دنيا است كه شنيدى ، و شاهد بر اين كه مراد از مؤمن كم اين است همان آيه كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ است الى قوله وَ قَلِيلٌ ما هُمْ 90 با آن كه بعد از آنچه گفتيم تو خود شاهد و مصدقى و محتاج به شواهد ديگر نيست . نهم در تأكيد نصيحت . دانستى كه بندهء امتحان شده و مؤمن دنيا گذشته به غايت كم است و از گوگرد احمر نايابتر است و حس و تجربه و سير در ابناء زمان و تأمّل در قصص گذشتگان همه شاهدند گذشته از آيات و اخبار . مثل وَ قَلِيلٌ ما هُمْ . 91 وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ 92 و مثل أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا 93 و مثل قول امير ( ع ) در ديوان : ما اكثر النّاس لا بل ما اقلّهم * و اللّه يعلم انّى لم اقل فندا انّى لافتح عينى حين افتحها * على كثير و لكن لا ارى احدا 94 معنى شعر اول گذشت و ترجمه شعر دوّم اين است كه من چون مىگشايم چشم خود را واقع مىشود چشم من بر جمع بسيار و لكن نمىبينم يك انسان كامل را . و مثل قول باقر ( ع ) النّاس كلّهم بهائم الّا قليلا من المؤمنين : 95 مردم همه بهائمند مگر كمى از مؤمنين . و باز خدا فرمود كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ . 96 چه نيكو گويد هر كه گفت :