نظر علي الطالقاني

156

كاشف الأسرار ( فارسى )

شرور و اسباب امتحان و آزمايش گويند ، چنانچه در سورهء طه فرمود زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ . 81 بيانش اين است دانستى كه انسان در به دو امر به جهت حكمت‌هاى بالغه گرفتار جهل و بىعقلى و آن محبت‌هاى فطرى است ، و دنيا هم بساطى است كشيده و سفره‌اى است به نقد چيده و لذّتى است كه در محضر هر چشم واكشيده ، و شياطين جن و انس هم شب و روز در اطراف اين غذاى دلربا و اين يار بىوفا ايستاده و به آواز بلند ندا مىكنند كه بيائيد و كام برگيريد و لذّت ببريد ، و نفس اماره هم متصل زير گوش تو مىخواند كه راست مىگويد ، بيا برويم و تصديق مىكند ، و از آن طرف بهشت نه به طورى است كه بالفعل ديده شود ، پس پنهان و نام او نسيه شود ، و جميع پيغمبران و كتب آسمانى و سالكان فرياد همىكنند إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ 82 اين سفره خوش‌نما و اين سراب آب‌آسا آزمايش تو است إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً 83 كه در باطن مراد از آن غرفه قدر ضرورت دنيا است تا ببيند كه تو بلند همّتى و يا پست فطرتى . اى مردم چشم بپوشيد تا شما را بهشت جاويد دهند و منصب تقرب سلطان بخشند ، چنانچه فرمود الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ 84 همه را به اين اختبار كردند ، عبرت از گذشتگان بگير ، به خود رحم كن ، نصيحت گوش كن ، اگر از اين سفره بخورى و از اين عجوزه كام برگيرى خاك بر سر خود كرده‌اى ، ديگر نتوانى به جائى رسيد . بسيارى باور نكردند و بعضى باور كردند و ضبط خود نتوانستند نمود ، چون مور و ملخ ريختند ، مگر كمى ، بسيار كمى ، چنانچه بعد از فقرهء إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ كه در سورهء بقره است فرمود فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ 85 الآية . و هم فرمودند ( العبوديّة جوهرة كنهها الرّبوبيّة ) 86 يعنى عبادت خدا تو را چون خدا كند تا هر چه گوئى بشو شود . و فى الحديث القدسى يا بن آدم اطعنى حتّى اجعلك مثلى . 87 پس شما طاير بلند آشيانيد ، پروبال خود را نسوزانيد چون مرغ خانگى . منقول است بعد از نشستن طوفان حضرت نوح مرغ خانگى را فرستاد تا ببيند آب چقدر نشسته و چه باقى مانده ، از كشتى بيرون آمد نظرش به سبزه و به آنچه دانى ميل دارد افتاده همانجا بماند و برنگشت ، اين باعث شد كه از زمره مرغان خارج شد و هميشه اسير و دستگير است . بعد كبوتر را فرستاد و چشم پوشيد از هر چه بود و زود مراجعت فرمود ، اين باعث شد