نظر علي الطالقاني

111

كاشف الأسرار ( فارسى )

فرمود وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ 309 و در سورهء فاطر فرمود إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ 310 و نفرمود انّما يخشى عذاب اللّه . و در اينجا بيان چند چيز لازم است . اوّل آنكه رجاء چون قوّت گيرد و اعتقاد به حصول مطلوب حاصل آيد نام او ايمنى و ايمن بودن است و اين است معنى امن من مكر اللّه يعنى ايمن بودن از عذاب خدا ، و چون خوف قوّت گيرد به مقام يأس و قنوط رسد . حال گوئيم آيا مأيوس بودن و قنوط كفر است يا نيست . صريح اخبار آن است كه نيست ، مثل حديث صادق ( ع ) اكبر الكبائر الاشراك باللّه الى ان قال و بعده اليأس من روح اللّه لانّ اللّه يقول لا ييأس من روح اللّه الّا القوم الكافرون ثمّ الامن من مكر اللّه لانّ اللّه يقول فلا يأمن مكر اللّه الّا القوم الخاسرون : 311 فرمود بزرگترين گناهان كبيره شريك قرار دادن است از براى خدا ، و بعد از او مأيوس شدن است از رحمت خدا ، به جهت آنكه خدا مىفرمايد مأيوس نمىشود از رحمت خدا مگر قوم كافران . پس از آن ، ايمن بودن است از عذاب خدا ، به جهت آنكه خدا مىفرمايد پس ايمن نمىشود از عذاب خدا مگر قوم زيانكاران . و كسى هم ظاهرا نگفته كفر است . و لكن توهّم مىرود ، به جهت آنكه اين شخص يا منكر قدرت خدا شده يا اقرار به آيات و اخبار توبه و عفو و غفران و كرم خدا نكرده ، بلكه منكر ضرورى دين شده . و آيه هم ديدى كه دلالت بر كفر دارد و حضرت هم او را كفر حساب كرد و مقابل شرك انداخت و استدلال هم به آيه كرد . جواب اين است كه يأس منحصر در قطعى العدم و ممتنع الوقوع نيست ، بلكه به محض بعد وقوع با آنكه وقوعش احتمال عقلانى داشته باشد و نظائر واقعه هم داشته باشد صدق مىكند . آيا كشتى شكسته مأيوس نيست با آنكه هزار مورد ديده و شنيده كه بسيارى نجات يافتند ؟ و اگر هم احتمال نجات بدهد مىگويد من قابل نيستم و قدرت بر محال يا قبيح تعلّق نمىگيرد و مورد آيات و ضرورت من نيستم . و معنى آيه ، و هو العالم ، اين است كه مأيوس نمىشود مگر آنكه خدا و قدرت و سعه رحمت او را نشناخته باشد ، يا اين است كه يأس عملى است بايد از كافر صادر شود از شما چرا ؟ و اين معنى بلندى است و متداول در قرآن و اخبار و اهل هر لسانى است . مثلا مىگويند بچّه شده‌اى ؟ يا تو كه بچّه نيستى ، يا عاقل كه چنين نمىكند ، يا اين كار جاهلان است ، و هكذا . بارى آيا اين گناه به جهت خود يأس است يا به جهت اينكه باعث مىشود كه