نظر علي الطالقاني
112
كاشف الأسرار ( فارسى )
شخص بىپروا شود از هر گناه و كفرى ؟ ظاهر آيات و اخبار اوّل است نه ثانى و نه هر دو ، و عقل نيز شاهد است . زيرا كه اگر كسى گويد من جوادم و بالاتر از حاتم هستم ، كسى از او مأيوس باشد ، ببين چقدر او را بد دارد كه او را پست فطرت و بخيل دانسته . و همچنين ايمن بودن از سلطانى كه قهر و سطوت خود را بىنهايت داند . و اگر كسى از خدا يأس و امن داشته باشد حال او چه خواهد بود ، با آنكه تا زنده است انقلاب حالت ممكن است . به اين ايمن بگو چگونه از كافر شدن ايمنى . مگر از جهل مركّب و حبّ ذات غافلى با اينكه مورد آيه يأس از راحت دنيوى است و اين يأس البتّه منجر به معاصى نمىشود و سخن در امن از مكر خدا يعنى از عذاب خدا از آنچه گفتيم ظاهر شود و ايمن بودن غالبا معصيت نياورد . دويم آنكه از آنچه ياد شد دانستى كه يأس و امن در غايت بدى است ، و لكن اگر اين يأس راجع به خود و عمل خود باشد نه از رحمت خدا ، بلكه اميد تمام از خدا دارد ، اين بسيار خوب است ، بلكه خوف و رجاء مقرّبين راجع به همين است . و اگر كسى چنان اعتقاد نيك به خدا پيدا كرده كه از سعهء رحمت او ايمن از هر چيزى شده ، گويد آن رحيمى كه من شناختهام يقينا مرا عذاب نمىكند با آنكه من مستحق عذاب ابدى هستم ، و آن حافظى كه من رسيدهام البته ايمان و عقايد مرا نيز از شيطان حفظ خواهد نمود ، اين هم بسيار خوب است . بلى اگر آن يأس خوب و اين اميد مرغوب ، شخص را از اطاعت بازدارد و به معاصى وادارد از اين جهت بدند ، اعنى از جهت سبب شدن نه نظر به ذات ، كه از آن جهت بسيار خوب و مطلوبند . و مقتضاى آيات و اخبار است كه بايد بنده به خدا هميشه گمان خوب داشته باشد . پس ظاهر شد كه آنچه بد است يأس از رحمت خدا است ، كما قال لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ 312 و قال لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ، 313 و ايمن بودن از عذاب خدا است به سبب عمل و طاعت خود ، نه يأس از خود و عمل خود و نه ايمن بودن از عذاب به سبب رحمت خدا . بلى عيب اين ، اين است كه در خداشناسى يك چشم است ، همان رحمت و كرم او را ديده و سطوت و قهر و عذاب و عدل او را نديده . چنانچه مأيوس از رحمت حقّ بودن هم يك چشم بودن است ، كه همان سطوت و قهر او را ديده و رحمت او را نديده . آن يك چشم هزار مرتبه از اين يك چشم بهتر است زيرا كه رحمت خدا سبقت بر غضب خدا دارد و خدا خود را چنين شناسانده ، و لذا رجاء در غالب ناس غالب است . پس آن كه سابق را ديده نه مسبوق را البتّه بهتر است از آن كه مسبوق را ديده نه سابق را .