نظر علي الطالقاني
98
كاشف الأسرار ( فارسى )
و ايضا بسيار ظاهر است كه هر چند كار بىنيت و قصد و شعور نتوان نمود و لكن چون مكرر نمود عادى و آسان شود و مكروه محبوب شود و دشوار آسان شود . و چون ملكه حاصل شد او را استاد گويند ، چون نجار و خياط . و لذا مجتهد و حكيم و عادل ، ذو الملكه را گويند لاغير . و ايضا تا ملكه نشده اعتبار ندارد ، وجودش مثل عدم است . و آنچه بماند بعد از موت ملكاتند كه جزء روحند و پيش مثالها آورديم كه شخص اول ترياك را به كراهت ميل كند ، رفته رفته حيات او بسته به او شود و تلخى او را نفهمد . خلاصه توقف ملكات به اعمال ، بديهى است . به فكر ، شخص خوش نويس نشود . به زياد نوشتن ملكه خوشنويسى پيدا كند . حال بعونه گوئيم چون شخص متنبه شد و توبه نمود و نادم شد ، چارهاى غير از صبر ندارد . زيرا كه طبيعت به معاصى عادت كرده بود و لذت آن زير دندانش نشسته و مدام طبيعت و عادت ، ياد آن لذتها نمايد و شياطين و رفقاء ، او را به آن سمت كشاند . پس بايد صبر كند و متصل جلو نفس را بكشد . پس اول صبرها صبر از معاصى است و اين صبر به منزله منضج است . و چون بديهى است كه معالجه هر چيز به ضد او است و لذا حكم كثير الشك عدم اعتنا است . و لذا آيات و اخبار رحمت و غضب از حساب گذشته تا علاج مغرور و مأيوس هر دو بشود ، و او مدتها زهر خورده و اثر آنها باقى است و آينه دل پر از رنگ است ، طاعات به منزله زهركش و صيقل و مسهل است ، زيرا كه ضد سيئاتند . پس دوّم صبر بر طاعات است . و آنچه وارد شده در بعضى احاديث در بيان توبه ، از ذكر اعمال و طاعات ، بيان توبه كامل است و صحت تمام است ، چنانچه فهميدى . و چون به زيادتى طاعات و ترك معاصى ، كردن طاعات و ميل به آنها و نكردن معاصى و انزجار از آنها ملكه شد ، حال صحيح و سالم شده به طور تمام . انّ الحسنات يذهبن السّيئات : 265 به درستى كه حسنات محو مىكنند سيئات را . ببين به اين دو كلمه چه خوب فرموده ، كه ضد معالجه ضد مىكند . و لذا علماء ( قدس سرهم ) از براى هر معصيتى ضدى قرار دادهاند كه به آن مداومت نمائى . ضد خوف رجاء است و تبذير تقتير است و هكذا . و چون خداوند عالم ، حكيم و مهربان است به صحت تنها قناعت نمىكند ، بلكه مىخواهد تو نيز ناصر دين و طبيب ديگران شوى نه اينكه خودت تنها سالم باشى و از معالجه ديگران عاجز باشى . لهذا مصيبتها و بلاها بر تو گمارد تا بالمرّه از دنيا اعراض كنى و مرد راه خدا شوى و مردم را به فعل و قول خود ارشاد نمائى . پس