نظر علي الطالقاني

97

كاشف الأسرار ( فارسى )

كارى كنى يا چيزى را بخرى يا امرى را به غير واگذارى و چشم از استحكام او بپوشى و ملاحظه نكنى و سفارش ننمائى ؟ آيا معصوم ( ع ) نفرمود كه از براى دنياى خود چنان عمل كن كه گويا هميشه خواهى بود و از براى آخرت خود چنان عمل كن كه گويا فردا خواهى مرد ؟ 112 خلاصهء سخن و روح مطلب اين است كه چون ذى شعورى را مطلبى باشد و مختارى را حاجتى و مقصودى باشد و بداند كه اگر اين طور عمل كند يقينا به آن مطلب رسد و اگر طور ديگر كند و سهلتر گيرد شايد برسد و شايد نرسد و امر او داير بين اين دو كار باشد و مانعى هم از جهات ديگر نباشد نخواهد نمود مگر عمل اوّل را . و همچنين اگر يكى مظنون باشد و ديگرى مشكوك ، نكند مگر مظنون را . و بالفرض اگر سهلتر را اختيار كرد و به مطلب نرسيد بايد عمل ديگر را اختيار كند و اگر نكرد نقض غرض نموده . اگر يك مرتبه نزد كسى به جهت حاجتى روى و روا نشود و بدانى يا احتمال قوى بدهى كه دفعهء ديگر روا مىشود و هيچ مانعى نباشد و مع ذلك نروى نقض غرض كرده‌اى و سعى اوّل را به هدر داده‌اى . و اگر كسى را به مهمانى طلبى و از مهمان شدن او مطلبى باشد ، به پيغام غلام نيايد مقرّب خود را بفرستى و اگر نيايد يا بنويسى يا پسر خود را روانه نمائى و هكذا تا آنچه ممكن باشد و از جهت ديگر مانعى و معارضى نداشته باشد و اگر مراتب بعد را اهمال نمائى خود نقض غرض نموده‌اى و در وسط راه مقصود برگشته‌اى و ديوارى را ماند كه به نصف رسانده دست كشيده‌اى و عمارتى را ماند كه نيمه كار گذاشته‌اى . بعد از بيان و نمايش اين مطلب گوئيم كه خداوند حكيم متعال را در تكليف بندگان مقصودى است كه آن اطاعت و تقرّب و ترك مخالفت و بعد باشد . و آيا بعد از بيان صرف تكاليف ، ذكر ثواب اعمال و عقاب اعمال و زينت و جلوه دادن بهشت مانند عروسان كه هر تار موى او زنجيرى است آويخته و هر غمزهء او دانهء دامى است ريخته ، و ترساندن از جهنّم و بيان دركات و شدايد آن كه زهره را شكافد و هر هوس را نشاند ، و وضع حدود و تعزيرات و تحريص بر مواعظ و مساجد و امر به معروف و نهى از منكر و هكذا آنچه زايد بر اصل بيان است چه فائده دارد و چرا اين همه را با اين اصرار و تأكيد و تكرار قرار داده و فرموده و چرا همه را ميان خوف و رجا نگهداشته و آيات رحمت و غضب و گذشت و سختگيرى را به نهايت رسانده ؟ آيا بديهى نيست كه ترك اينها نقض