نظر علي الطالقاني
96
كاشف الأسرار ( فارسى )
و ننگ دارند . هرگز ديدهاى كه عنكبوت خانهء خود را خراب كند و يا مورچه جمع كردهء خود را به دور افكند ؟ و يا شنيدهاى كه طفل شيرخوار اگر به سيب يا چيزى ميل كند و به دست و پا به سمت او رود بىخود در بين راه بر گردد ؟ نمىبينى كه خداوند عالم در مقام بداهت و ضرب المثل در نحل مىفرمايد وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها 108 يعنى نباشيد مثل آن زن ديوانهاى كه باز مىكرد رشتهء خود را . بلكه اشجار و گياه نيز از وى فرار مىكنند كه چون به يك سمت او ديوارى يا مانعى پيش آيد به سمت ديگر ميل نمايد و شاخ و برگ خود را به آن سمت كشاند . بلى أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى . 109 بازگوئيم چنانچه نقض غرض به اين حد ، بطلان او و بدى و زشتى او وضح دارد و اگر چنين نبودى چيزى باقى نماندى و موجودى به كمال نرسيدى ، همچنين است اهتمام در رسيدن مقصود نكردن و سهل انگارى نمودن و محكم كار نبودن ، كه بطلان و قبح او به همان قسم واجب و لازم است . عنكبوت تمام استادى و همّت خود را در ساختن عمارت خود به كار برد . و نحل در خانههاى مسدّس خود ببين چه هنگامه نمايد . و مورچه تا آنجا كه احتمال رطوبت و ضايع شدن روزى خود مىدهد انبار خود را قرار ندهد . و گنجشك و غراب و ساير طيور و حيوانات هر قدر كه بتواند آشيانه و منزل خود را از دست رسى بنى آدم و دشمنان دور نمايد و به قدر امكان او را محكم سازد و نرم نمايد و چندان جوجه و اطفال خود را زير پر گيرند و در آشيانه و همراه خود نگهدارند و روزى دهند و تربيت نمايند تا يقين كنند كه پروبال او تمام و در قوّت پريدن و دويدن و حفظ خود نمودن به حدّ كمال رسيده و استاد گشته و در تمام اين مراتب بشايد و احتمال دارد اكتفاء نكنند و خود را معذور ندانند . و خداوند حكيم متعال همين مطلب را در فطرت اشجار و گياه نيز سپرده و همين قاعده را به ايشان ياد داده و به كار برده . ببين جوز و بادام و گل و شكوفهء درختان در پس چند پرده نهان است و گندم و برنج و ساير حبوبات در چند قلعهء محكم پنهان است كه سالها در سنبله بماند دست آفات به دامان او نرسد چنانچه يوسف ( ع ) فرمود فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ . 110 و تا ميوه و دانه درست به حدّ كمال نرسد او را رها نكند و به ضرب چوب پس ندهد . بلى صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ 111 ( نمل ) ببين با اين عمر كوتاه ، مردم چگونه در عمارت محكم كارى نمايند . و هر استاد و صنعتگرى چون از براى خود كار كند نهايت اهتمام را خرج دهد مگر آن كه مهمّتر از او مانع باشد . بيا انصاف بده هرگز شده كه