نظر علي الطالقاني

92

كاشف الأسرار ( فارسى )

است . و اگر العياذ باللّه بر فرض محال كارى به خلاف حكمت مىكرد جاى سؤال بود ، چنانچه گذشت كه خود فرمود : چنين و چنان كرديم تا كسى را بر ما حجّتى و سؤالى نباشد ، يعنى اگر نمىكرديم بر ما بحث و سؤال مىكردند و به جا بود . درست بفهم و حفظ كن . و الحمد للّه على الهداية . پس آنچه در حديث قدسى و غير آن دارد كه خدا مىفرمايد چنين و چنان مىكنم و لا ابالى و باك ندارم ، هرآينه معنى آن است كه كارهاى من همه بر وفق حكمت و مصلحت است و از كار با حكمت كردن باك ندارم ، و ظاهر است كه هر كس كار با حكمت نمايد و اين سخن را بر زبان راند به جا است زيرا كه كار با حكمت كردن جاى فخر نمودن است نه جاى باك داشتن . و معنى ( ما شاء اللّه كان و ما لم يشأ لم يكن ) 99 اين است : آنچه خواسته خدا او را ، مىشود و آنچه نخواسته نمىشود . و دانستى كه خواستهء خدا آن است كه در او مصلحت و حكمت باشد و نخواستهء او آن است كه در او مصلحت و حكمت نباشد ، و هر دو معلوم او است . پس خواستهء خدا قسم خاصّى از معلوم او است نه هر معلوم و خواست خدا و خواهش خدا علم او است به آنچه در او مصلحت و حكمت باشد . پس معنى حديث شريف اين است آنچه خدا در او مصلحت و حكمت داند مىشود و آنچه در او مصلحت و حكمت نمىداند ، يعنى ندارد ، نمىشود . اى عزيز ، من و تو نيز چنين مىباشيم كه آنچه در او به فهم خودمان فائده و مصلحت ببينيم مىخواهيم . پس خواهش هر ذى شعورى همان دانستن مصلحت و فائده است و نخواستن او همان مصلحت ندانستن است ، يعنى مىداند به حسب فهم خود كه مصلحت ندارد اگر چه فهم او خلاف واقع باشد . پس آنچه در آيات و احاديث و غير آن دارد كه خدا هر چه مىخواهد مىكند مثل فقرهء دعاى ابو حمزه ( قدّس سره ) و انت الفاعل لما تشاء كيف تشاء تعذّب من تشاء بما تشاء كيف تشاء و ترحم من تشاء بما تشاء كيف تشاء و لا تسئل عن فعلك 100 الخ و امثال اينها ، معنى همه ظاهر شد كه مراد از همه موافقت با حكمت و مصلحت بودن است . و بديهى شد كه خواهش هيچ ذى شعورى بودن علم به مصلحت و فائده ، ممكن و معقول نيست و نخواستن او بدون علم به عدم فائده و مصلحت محال است . پس معنى اين كه مىگوئى هر چه مىخواهم مىكنم اين است كه هر چه در او صلاح و مصلحت خود بينم مىكنم . و امّا معنى امثال اين احاديث كه در اصول كافى است : خدا امر كرد ابليس را به سجدهء آدم ( ع ) و خواست كه سجده نكند و اگر مىخواست هرآينه سجده مىكرد ، و