نظر علي الطالقاني

86

كاشف الأسرار ( فارسى )

جهت بىقدرى و بىاعتبارى دنيا و لكن اگر چنين كنيم ضرر به ديگران داشت و مصلحت ايشان نبود و ايشان نيز كافر مىشدند تا اوضاع دنيا براى ايشان نيز فراهم آيد . اى چه عجيب دلالتى دارد بر مصلحت و مفسدهء ذاتيّه و بر بىاعتبارى دنيا . خدايا به حقّ همين قرآن و به حقّ آن كه به سوى او فرستادى ، كه محبّت دنيا را كه ( رأس كلّ خطيئة ) 84 است از دل ما بيرون كن . و منها آياتى است كه به لفظ اصلاح و افساد ادا شده مثل قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ 85 ( بقره ) . وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ 86 ( بقره ) . إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ 87 ( اعراف ) . يعنى او مستحق اجر است . و اين آيات نيز بسيار است و دلالتشان هم ظاهر است . و از آيات مطلب به جهت اختصار به همين اكتفاء مىكنيم . به حمد اللّه تو را قاعده به دست دادم كه از قرآن هر قدر بخواهى توانى بر اين مطلب دليل آورد . و از جملهء ادلّه ذكر امثله چندى است كه طفل غير مميّز و حيوانات عجم از آن ابا دارند تا به ديگران چه رسد . يكى آن كه گويند شكر و ثنا واجب نيست عقلا و كفران نعمت و اسائه در مقابل احسان عيب ندارد . گوئيم چرا حيوانات از گربه و سگ و گوسفند و گاو و خر و هكذا اظهار محبّت و خدمت و ميل و كوچكى مىكنند نسبت به صاحب و هر كه به ايشان احسان كرده ؟ و چرا اسب و سگ دفع دشمن مىكنند و جان خود را فدا مىكنند ؟ و كذا طفل شيرخوار ، چون به او تندى كنى بگريد و فى الفور اظهار بشاشت كنى بخندد ؟ آيا نديده‌اى كه شير درنده و فيل مست و خرس به واسطه احسان ، از گربه ذليل‌تر و مطيع‌تر شوند ؟ و اگر به طفل غير مميّز بگوئى پدر يا مادر تو بد است ببين چه مىكنند و چه مىگويند . يكى آن كه گويند خلف وعده عيب ندارد . گوئيم چرا به حيوان دو مرتبه يا سه مرتبه جو يا علف نشان دهى و او را بگيرى و ندهى ، بار ديگر نيايد ، پشت كنان لگد اندازد ؟ و همچنين به طفل اگر چند مرتبه پستان نشان دهى يا جوز يا چيز ديگر ؟ يكى آن كه گويند دروغ مثل راست گفتن است عقلا . گوئيم چرا دامان خالى به حيوان نشان دهى ديگر تو را در پيش او اعتبارى نماند ؟ و همچنين اگر به طفل چند مرتبه مادر پستان خالى دهد و يا پدر مثلا به طفل غير مميّز چند مرتبه دروغ گويد ؟