نظر علي الطالقاني
87
كاشف الأسرار ( فارسى )
يكى آن كه گويند ظلم با عدل و احسان فى حد ذاته مثل همند . گوئيم اگر به عبث حيوان را اذيّت كنى ، چون سگ و مار و گاو و فيل و خرس و خر و هكذا ، دشمن تو شوند و در مقام هلاكت تو برآيند . و تجربه كن كه چون گربه را بزنى يا منع از طعامش نمائى در صدد اذيّت برآيد ، تا خلوت كرد به فرش و لباس بول نمايد . و اگر احسان كنى آن كنند كه شنيدى . و دست به پشت گربه بمال ببين چه ناز و مهربانى اظهار مىكند . و اگر كسى كورى را ، بلكه حيوانى را به چاه اندازد ببين اطفال غير مميّز به او چه مىگويند و اگر او را سگى باشد هرآينه دافع را به درد چنانچه حكايتها در اين باب نوشتهاند . و اگر طفلى را يك سيلى زند مىگويد چرا مىزنى ؟ چه كردهام ؟ تا چه رسد به آنچه مىگويند كه اگر خدا مطيعان را ، العياذ باللّه ، به جهنّم برد و عاصيان و كفّار را به بهشت ، باز عيب ندارد مثل صورت عكس است . شكر خدا را كه سگ و گربه طعن بر ايشان مىزنند و خر و گاو از گفتهء ايشان ننگ دارند . و از جمله ادلّه ، حكم عقل است بالبداهه به طور ايجاب كلّى . پس گوئيم محال است بالبديهه كه ذى روحى ، اگر چه پشه و مگس باشد ، و صاحب اراده و مختارى ، اگر چه مورچه و عنكبوت باشد ، تا به انسان و معصوم و خدا چه رسد ، كه از او فعلى يا تركى صادر شود و حال آن كه از براى او غرضى و غايتى و فائدهاى تصوّر نكرده باشد . آيا اجماعى شيعه و سنّى و جميع اهل ملل و مذاهب نيست كه فرق ما بين موجب و مختار همين است كه فعل موجب را در نظر فاعل غايتى نيست و علّت غائيه ندارد زيرا كه او را شعورى نيست ، و فعل مختار دارد . و ايضا آيا اجماعى همه ايشان نيست كه علّت غائيّه يعنى تصوّر فائده كه قبل از فعل ضرور است ، علّت فاعليّهء فاعل مختار است ؟ يعنى فاعل بودن مختار ، امرى است حادث ، و هر حادث و ممكنى را بالبديهه ضرور است علّتى ، و علّت فاعل بودن هر فاعل مختار همان تصوّر فائده و غايت است . و ايضا معنى قادر و مختار به اتّفاق همه اين است كه فعل و ترك نسبت به او مساوى است ، يعنى هر دو را توانا است . و شكّى و شبهه و خلافى نيست هر كدام از فعل و ترك كه از مختار صادر شود مسبوق به اراده است و اگر نباشد موجب خواهد بود . پس ، از فرض نفى اراده نفى اختيار لازم آيد زيرا كه معنى موجب و مختار جز اين نقيضين نيست و البتّه اجتماع و ارتفاع نقيضين ، هر دو محال است . حال گوئيم اين اراده و عزم جزمى كه پيش از فعل و ترك و علّت فعل و ترك است اگر حادث است ، بالبديهه او را علّتى ضرور است و به اجماع و