نظر علي الطالقاني

71

كاشف الأسرار ( فارسى )

مجلسى ( قدّس سره ) در كتاب حق اليقين از كاظم ( ع ) روايت مىكند كه سؤال مىكنند در قبر از مؤمن كه كيست پروردگار تو ؟ گويد خدا ، گويند چيست دين تو ؟ گويد اسلام ، گويند كيست پيغمبر تو ؟ گويد محمّد ( ص ) ، گويند كيست امام تو ؟ گويد فلان ، گويند چگونه دانستى اين را ؟ مىگويد امرى بود كه خدا هدايت كرد مرا به آن و مرا ثابت داشت به آن . تا آنجا كه فرمود از كافر مىپرسند دين تو چيست ؟ گويد اسلام ، گويند از كجا دانستى ؟ گويد از مردم شنيدم كه مىگفتند من گفتم ، الحديث 13 . در اصول كافى بابى عنوان كرده مىفرمايد : باب الهداية انّها من اللّه عزّ و جل . و سه حديث نقل مىكند قريب به اين مضمون كيه : واگذاريد مردم را و مگوئيد عموى من و برادر من . چون خدا خير بنده را خواهد روح او را نيكو كند ، پس نشنود معروفى را مگر آن كه اقرار كند و نه منكرى را مگر آن كه انكار كند ، پس خدا اندازد در قلب او كلمه‌اى كه جمع نمايد به او امر او را . 14 و شواهد بسيار است و منصف را همين قدر كافى است . تنبيه بدان كه اين هدايت فطرى و نور جبلّى بسيار ضعيف است كه از شدّت ضعف پى به او نتوان برد مگر در حال نااميدى از جميع ممكنات و بريدن و پاره شدن جميع اسباب و آرزوها . لهذا زيركان توجّه به مبدأ را از حيوانات در سال قحط و شدت تشنگى و يا گرفتن بچهء ايشان و نحو آن يافته‌اند . و معصوم نيز به ياد سائل آورد توجّه به حق را در حين غرق و طوفانى . 15 و لذا فرمود ( ع ) پدر و مادر هرطور خواهند طفل را بار آورند و او را يهودى و نصرانى و مجوسى نمايند . 16 پس اين نور ضعيف را ممدّى و قوّتى ضرور است ، و زيادتى و كمال او و شدّت و قوّت او و اللّه منحصر است به زهد و تقوى و ترك محبّت دنيا و اعراض از تكبّر و تعصّب و مواظبت بر طاعات و عبادات و مناجات و تضرّع و زارى و پناه بردن به خدا . صادق ( ع ) فرمود هر كه زاهد شود و اعراض نمايد از دنيا اثبات نمايد خدا حكمت را در قلب او و جارى نمايد حكمت را در زبان او و بينا كند او را به عيوب دنيا و درد او و دواى او و بيرون برد او را از دنيا سالم به سوى دار السلام . 17 و خاتم ( ص ) فرمود چون ديديد بنده‌اى را كه خدا عطا كرده به او صمت را و زهد در دنيا را ، پس نزديك شويد به او كه او القاء حكمت مىكند و حكمت از زبان او جارى است . 18 و باز فرمود هر كه مىخواهد كه