نظر علي الطالقاني

69

كاشف الأسرار ( فارسى )

مقاله دويم در بيان خداشناسى و در آن چند فصل است . [ مقدمه ] بدان كه اين مطلب مشكل‌تر از هر چيز است ، زيرا كه شناختن يا به حواس ظاهره و باطنه است و يا به عقل . و عقل نيز يا از روى لوازم و قياس منطقى و مثل و شبيه و نظاير حكم كند و يا از روى قياس خلف و ضدّيّت و منافرت و نحو اينها بشناسد . و خدا را نه ضدّى است و نه مثلى و نه شبيهى و نه همجنسى و نه شركت در صفتى و لازمى . و لهذا در اخبار بسيار نهى وارد شده از تكلّم در ذات و فرمودند كه منشأ هلاكت است و جز حيرت حاصل نشود و فرمودند در زمانهاى پيش جمعى تفكر كردند و واله و حيران شدند به طورى كه ايشان را از پيش مىخواندند و جواب به پشت سر مىدادند و كذا عكس . 1 و لهذا هر كه از آيات و قول معصوم تجاوز كرد ، به تجسّم و رؤيت و جبر و تفويض و غير ذلك از جهات كفر گرفتار شد . و لهذا سير در جميع كتب سماوى و تصانيف حكماء و علماء نمائى مىبينى سخن در اين مقام مختصر و كميت لنگ و دليل جز بطلان دور و تسلسل و لزوم انتهاء سلسله ممكنات به واجب الوجود نيست و با اين اختصار باز اكثر آنچه فرموده‌اند راجع به نفى صفات خلق از او و نفى عجز و نقصان و تشبيه و شريك است . و پس از اين مطلب ، مشكل‌تر از مسئلهء معاد چيزى نيست و مسئلهء نبوّت و امامت به مراتب سهل و آسان‌تر است زيرا كه اطوار و اخلاق ايشان ( ع ) محسوس ، و كرامات ايشان ظاهر ، و معجزات ايشان باهر است . و شاهد اين مطلب آن است كه چون به عبادت پروردگار مشغول شوى توجّه ندارى و خيال تو را به هر سمت كشد و هر چه گم كرده‌اى در ميان نماز پيدا كنى ، و چون به مشاهد مشرفه مشرف شوى ببين چه نيكو توجّه دارى و چه تضرّع و زارى به كار برى . بفهم چه گفتم . و اگر اجتماع و تعاون و عادت بر عبادات و ادعيه و مناجات نباشد و هر كسى را در بيابانى تنها رها كنند معلوم خواهد شد