نظر علي الطالقاني
59
كاشف الأسرار ( فارسى )
مهربانى و سعهء رحمت خدا و نه شياطين جنّ و انس و وسوسهء ايشان و نه غير اينها از آنچه تو را در خيال آيد . اگر شير را ببينى حمله كنان رو به تو آيد ، ببين حالت تو چه مىشود . شهوت و غضب تو كجا مىماند ؟ و اگر تمام شياطين تو را وسوسه كنند كه نقلى نيست ، اين كارى به تو ندارد ، يا خدا قادر است او را دفع مىكند ، فرار مكن ؛ چرا گوش نكنى ؟ و اگر به چشم ببينى يا آن كه به او اعتقاد دارى بگويد كه در رختخواب تو مار است يا عقرب ؛ چرا نمىگوئى خدا قادر است ، دفع مىكند ؟ يا شايد نزند يا شايد ترياقى برسد دفع سمّ او نمايد ؟ چرا به اين احتمالات دل خود را ساكت نكنى كه پا به آن رختخواب دراز كنى ؟ آيا هرگز از عقلاء ديدهاى كه زراعت نكرده به اميد قدرت خدا بنشيند ، كه خواهد بىزرع زراعت به من داد ، يا اسباب معيشت فراهم نياورد به اميد كرم و مهربانى خدا ، كه خدا از همه به من مهربانتر است منع سرما و گرما و گرسنگى و غير آن از من خواهد نمود ؟ با آنكه در جنب قدرت خدا همهء اينها بسيار سهل است و بسيار هم كرده است . اگر گوئى خدا به اين امر كرده ؛ به آن نيز امر كرده . اگر گوئى عادة اللّه بر اين جارى نشده ؛ بر آن نيز نشده . اگر گوئى اينجا خدا به اسباب ايجاد مىكند ؛ آنجا نيز چنين است و الّا تكليف نكرده بايستى به بهشت برد . پس تا هركجا خيال تو دامن كشد و فكر تو سير كند سرّ مقام و نكتهء مطلب را جز آنچه ما گفتيم نيابى . خداوند مهربان به بركت محمّد و آل او ( ع ) كه همهء ما را به مقام يقين ثابت جازم برساند ، ان شاء اللّه تعالى . مطلب چهاردهم در بيان اقسام يقين با تأكيد مطلب سابق كه قلّت يقين باشد . دانستهاى و بسيار شنيدهاى كه دليل چهار است : قرآن و حديث و اجماع و عقل . و فى الحقيقه دليل دو چيز است كه سوّم ندارد ، يكى تفصيلى و آن رسيدن به واقع و هدايت موصله است و اين دليل عقلى است ، و يكى اجمالى و آن يافتن قول كسى است كه احتمال خطا و سهو و نسيان در حق او نرود و اين نيست مگر قول خدا و تمام معصومين ( ع ) اگر چه زن باشد مثل صديقهء طاهره فاطمه زهرا سلام اللّه عليها . و قرآن و اجماع و ضرورت و تواتر ، همه از براى اثبات قول معصوم است و بازگشت همه يكى است كه گوئى اين قول كسى است كه پاك از كذب و خطا است ، يعنى قول خدا است يا فرستادهء او ، و معصوم است و قول او واقع و حق و حجّت است ، پس اين حجّت است . و