نظر علي الطالقاني
58
كاشف الأسرار ( فارسى )
مقتدرى مشرف باشد به زيردستان و رعايا ، و ايشان بدانند كه سلطان در پس پرده نشسته و مدام نظر به ايشان دارد و از ايشان غافل نيست ، آيا ايشان هيچ مخالفت سلطان مىكنند با آنكه او را نبينند ؟ آيا چقدر بعيد و نادر است غفلت ايشان از سلطان ؟ پس بفهم كه اين همه مخالفت و غفلت مردم از خدا از نبودن يقين است نه از نديدن او . گوسفند اگر بداند در پس پرده شير است با آنكه نبيند ببين حالت او چه خواهد بود . خلاصه ظاهر است كه آنچه گفتيم از براى خبير بصير كمتر از آن كافى است و واقع همان است كه صادق آل محمّد ( ص ) فرمود ، چنانچه گذشت ، كه از اسلام چيز كمى به دست شما آمده ، محكم نگهداريد كه از چنگ شما فرار نكند . و چقدر مؤكّد مطلب است و نكته دارد استعمال لفظ ( ينفلت ) 71 فافهم . پس بديهى شد كفايت ظنّ اطمينانى از هر چه حاصل شود ؛ و گرنه لازم آيد كه جز اوحدى ناس كسى مؤمن و شيعه نباشد و اين بالبديهه باطل است . فافهم . بلكه از اخبار گذشته كه در بيان نايابى مؤمن و يقين بود با آنچه گفتيم هويدا شد كه يقين در حقّ غالب ناس از حيّز امكان بيرون است و اين امور كه نام او را برهان نهادهاند بسيار سهل است فهم و ادراك آنها و اگر حقيقت برهان و منشأ يقين بودند پس اين احاديث و حسّ و تجربه چرا مكذّب او است ؟ و بالجمله از اختلاف و كمى طاقت بدنى مردم در عبادات و كمى صبر و رضاى ايشان در بلاها و شدايد ، ظاهر مىشود كمى ايشان در يقين و معرفت . با آنكه هر كه فى الجمله شعور دارد همهء آنچه گفتيم به حس و تجربه بر او ظاهر مىشود . پس واضح شد كه آنچه در اخبار بسيار ايمان را تقسيم بر همهء اعضاء كرده و بعضى از روى آن اخبار گفتهاند كه ايمان مجموع اعتقاد به جنان و اقرار به زبان و عمل به جوارح و اركان است ، مراد نه اين ايمانى است كه منشأ نجات از خلود جهنّم باشد ، و سخن ما نيز در همين ايمان است ، بلكه مراد از اين اخبار بعضى از مراتب بلند ايمان است كه اوّل درجهء عصمت باشد يا قريب به او . فافهم . تنبيه از آنچه ياد كرديم تو را بديهى شد كه سرّ بىمبالاتى غالب خلق در دين و نكتهء جرى بودن ايشان در معاصى و بىاعتنائى به شرع مبين ، همين بىاعتقادى و نبودن يقين است نه قوّت شهوت و غضب و ميل به لذّات و غير آن و نه اميدوارى عفو و گذشت و