نظر علي الطالقاني

545

كاشف الأسرار ( فارسى )

اشاره [ فاعل ذىشعور در كارش تا سر حدّ دانائى و توانائى براى حصول فائده سعى مىكند ] چون تأمل كنى حاصل اين قواعد همه راجع به يك مطلب است و آن اين است كه هيچ خلقتى و هيچ فعلى واقع نمىشود مگر از صاحب شعورى به جهت فائده‌اى كه در نظر او است . پس به قدرى كه بتواند و او را ممكن باشد سعى مىكند تا آن كار بهتر و محكم‌تر و با فائده‌تر شود و آن فائده حاصل شود تا ترجيح مرجوح بر راجح و نقض غرض لازم نيايد . بلى آن فائده كه فاعل در نظر مىگيرد لازم نيست كه حق باشد و بر وفق حكمت باشد . بسا باشد كه باطل و سفاهت است و نفس شر و آفت است ، چنانچه از شياطين و مفسدين و حيوانات موذى و درّنده مىبينى . و ايضا لازم نيست كه فعل چنانچه در نظر فاعل با فائده مىآيد در واقع نيز چنان باشد ، زيرا كه بسيار ديده‌اى كه مطلبى در نظر دارى و بسيار سعى مىكنى و بعد معلوم مىشود كه هر چه بيشتر سعى كرده‌اى از مطلب دور تر شده‌اى ، اگر اهتمام و سعى نكرده بودى نزديكتر بود يا روا شده بود . چنانچه گفته‌اند : آب در كوزه و ما تشنه لبان مىگرديم * يار در خانه و ما گرد جهان مىگرديم و ايضا لازم نيست كه آنچه بدانى بتوانى چنانچه پرواز كردن دانى و پر ندارى تا بتوانى ، يا صنعتى دانى و اسباب ندارى تا بتوانى ، و بسيار ديده‌اى كه صاحب صنعت ، كور يا شل مىشود ، پس صنعت داند و نتواند . و هم لازم نيست كه آنچه بتواند بداند . مثلا همه قادرند به اداى تكاليف و لكن بسيار ندانند . پس حاصل اين شد و مراد ما و علماء ( قدس سرهم ) از اين قواعد اين شد كه جميع افعال از صاحبان شعور صادر مىشود و نيست صاحب شعورى مگر آنكه مختار است ، چنانچه در جاى ديگر اين كتاب نوشته‌ايم . پس جميع كارها كار فاعل مختار است و فاعل مختار هم نكند كارى مگر به جهت فائده‌اى . پس جميع كارها و احكام ، تابع مصالح و مفاسد است يعنى تابع فائده‌اى است كه فاعل در نظر دارد و چون مقصود فاعل حاصل شدن فائده‌اى است كه در نظر او خوب و فائده است ، چه در واقع خوب باشد يا نباشد ، پس محال است كه به قدر دانائى و توانائى خود كوتاهى نمايد و بدون معارضه و عجز ، سعى در حصول آن نكند . و اگر آشيانه ساختن حيوانات و مرغان و دام گذاشتن عنكبوت به جهت مگس و كمين نشستن گربه به جهت موش و ساير افعال و حركات ايشان را ببينى در آنچه گفتيم شك نكنى ، علاوه