نظر علي الطالقاني
546
كاشف الأسرار ( فارسى )
بر اين براهين عقلى و نقلى و اجماع و ضرورت مذهب كه اقامه نموديم . [ همه عيبها و نقصها معلول نادانى و ناتوانى است ] سؤال اين همه عيبها و نقصها و شرور و آفتها و سعىهاى بىجا و معصيتها كه در افعال غير خدا و اولياى خدا پيدا مىشود باعثش چيست ؟ جواب سبب و باعثش دو چيز است كه سوّم ندارد . يكى جهل و نادانى ، يكى عجز و ناتوانى . زيرا كه بديهى است و شكى نيست كه جميع كمالات در خدا جمع است كه عين ذات او است و شكى نيست كه مرجع همه آن كمالات نيست مگر علم و قدرت ، يعنى دانائى و توانائى . پس بالبديهه سرمايه همه عيبها و باعث همه نقصها ، نيست مگر جهل و عجز ، يعنى نادانى و ناتوانى ، ( نعوذ باللّه من شرور انفسنا و من سيّئات اعمالنا فاعذنا يا اللّه ) . اشاره بارها گفتهايم آن كه همتا و ضدى ندارد ، همانا همان خداوند يكتا است و بس . و جميع ممكنات ، هم ضد دارند و هم مثل و همتا . زيرا كه هر چه در قوس نزول است البته در قوس صعود هست ، پس تمام اين قوس ، همتاى تمام آن قوس است و خاتم الاشقياء ضد خاتم الانبياء ( ص ) ، و هر فرعونى ضد مثل هر موسى ، و اعمال شر ضد اعمال خير ، و مصالح ضد مفاسد ، و آتش ضدّ آب ، و هر دو ضدّ خاك و هكذا . سوى هر ذرّه بنگرى به يقين * دشمنى سخت باشدش به كمين پس جميع ممكنات با هم يا ملايمت و مناسبت و مماثلت و ملازمت دارند ، كه با هم جمع مىشوند و بر يكديگر صادق آيند و حمل مىشوند ، و يا با هم مخالفت و معاندت و منافرت و مباينت دارند ، كه از هم كناره گيرند و جمع نشوند و سلب شوند و صدق نكنند و حمل نشوند . و به لحاظ ديگر كه حكم يا اثباتى است و يا سلبى ، و ميان وجود و عدم و اثبات و سلب جز تناقض نيست . حال گوئيم پس بازگشت همه گفتگوها و جميع علوم دو جهت است كه ثالث