نظر علي الطالقاني

538

كاشف الأسرار ( فارسى )

هرگز از ياد ايشان غافل نباشند تا آن كه اين باعث شود كه امت نيز از ياد ايشان غافل نشوند و منتهاى محبّت ايشان را در دل گيرند و مدام در ذكر ايشان ، مدح و ثناى ايشان و تولّاى ايشان و مذمّت اعداى ايشان و تبرّاى از اعداء باشند و اين است معنى آن كه گويند : خواجه آن است كه باشد غم خدمتكارش . و آن كه گويند : رنج خود و راحت ياران طلب . و در اين مقام ببين كه سادات ما روحى و روح العالمين لهم الفداء چه كردند . خمسهء آل عبا ( ع ) هركجا نشستند و هر وقت به مناجات مشغول شدند از خدا مغفرت امّت خواستند و حتى آن كه در وقت رحلت جز ذكر امّت بر زبان ايشان نبود و در آن وقت حضرت جبرئيل هر چه به آن بزرگوار مژده داد ، فرمود سخنى بگو كه دلم شاد شود ، آخر عرض كرد كه غم تو چيست كه به اينها شاد نمىشود . فرمود غم امّت ، بعد از جانب حق تعالى مژدهء وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى 145 آورد ، آن وقت شاد شد . و چون حضرت ملك الموت مشغول قبض روح شد ، فرمود سختى جان كندن امّت را به جان من گذار تا ايشان به راحت جان دهند . 146 و همه ايشان تمكين كردند و راضى شدند به همهء آن ظلم‌ها كه به حضرت امير المؤمنين ( ع ) و صديقه طاهره و حسنين و ساير ائمه ( ع ) و سادات رسيد كه شرح آن از حيّز امكان بيرون است و سيد الشهداء روحى له الفداء در صحراى كربلا مكرّر ياد شيعيان نمود ، حتّى در دم رفتن و شهيد شدن ، يا ليتنا كنّا معه 147 . و در وقت احتضار بر بالين همه حاضر مىشوند و در قيامت همه وا نفسا گويند ، ايشان وا امّتاه وا شيعتا گويند . و اين همه ظلم‌ها و شهادت بر خود گوارا نمودند تا شيعيان به سبب ذكر مصائب ايشان و زيارت ايشان اين همه فيض‌هاى لا يتناهى برند . و با دشمنان خود چقدر نيكو سلوك كردند كه عقل‌ها حيران است مثل آن كه حضرت خاتم ( ص ) عوض نفرين مىفرمود خدايا قوم مرا هدايت كن كه نادانند . 148 و حضرت امير المؤمنين ( ع ) در جنگ ، شمشير به دست دشمن داد و چه نيكىها كه آن بزرگوار و حضرت امام حسن ( ع ) به اهل كوفه نمودند و سيد الشهداء به دست خود به لشكر حرّ آب مىداد و هكذا ، تا دوستان بدانند : آن كه با دشمنان چنان كرده * بين كه با دوستان چه خواهد كرد . سخن در اين مقام بسيار طولانى است به همين اكتفا شد . صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين ابد الآبدين فداهم روحى و روح العالمين .