نظر علي الطالقاني

539

كاشف الأسرار ( فارسى )

مطلب نهم در ذكر كمى از بديهيات عقل ، و احاطه به تمام آن بسيار مشكل است و بسيارى از آنها را در كتاب ما خواهى يافت و هر چه عقل به او جازم و قاطع است و عقول در او متّفقند ما او را بديهيات عقل ناميم ، خواه به واسطه اشاره شرع فهميده باشد و خواه بدون اشارهء شرع ، كه خود مستقلا فهميده باشد . و سخن در دو مقام است ، مقام اوّل در مطالب و قواعدى است كه عقل آنها را در معرفت حق تعالى جارى مىنمايد و ما اشاره به آنها در سابق نموديم ، از اقرار همه به معبود بىنياز ، و مجهول الكنه بودن او از براى تمام ما سوا ، و عينى بودن صفات او ، و دارا بودن آنچه خوب و كمال است و منزّه بودن او از هرچه عيب و نقص و عجز است از تركيب و عينى نبودن صفات و شريك داشتن و غير اينها . مقام دوّم در بيان قواعد و مطالبى است كه در افعال خدا و ما سوا جارى مىشود كه بعضى از آنها مخصوص عالم تكوين و ايجاد است و بعضى مخصوص عالم شريعت است و بعضى در هر دو جارى مىشود و تميز ما بين اين اقسام را حواله به فهم برادران ايمانى نموديم . و لكن شك نيست در اين كه توان اختصاص را برداشت و هر مطلب و قاعده را توان در هر دو جارى نمود . مثلا از جملهء قواعد مخصوص به تكوين ، قاعدهء امكان اشرف است كه در قوس نزول جارى مىكنند . يعنى تا ايجاد اشرف ممكن است حق تعالى ايجاد اخس نمىكند . لهذا اوّل ما خلق اللّه اشرف ممكنات است و مخلوق دوّم پست‌تر از او و بالاتر از همهء ممكنات است و هكذا تا بيايد به كرهء خاك تمام شود . و قاعدهء امكان اخس است كه در قوس صعود جارى نمايند . يعنى اوّل بايد از عناصر ، پست‌تر به عمل آيد بعد بهتر تا آن كه آخر همه باز اشرف ممكنات به عمل آيد . قاعدهء اوّل را توان از افراد قاعدهء محال بودن ترجيح مرجوح بر راجح قرار داد و از افراد چندين قاعدهء ديگر قرار داد . يكى آن كه البتّه فاعل اشرف از فعل است زيرا كه در قوس نزول مخلوق دوّم به لحاظى فعل مخلوق اول است و هكذا تا به آخر . و يكى آن كه البتّه علّت وجود شيء ، اشرف از معلول است و مخلوق دوّم به لحاظى معلول اول است . و يكى آن كه واسطه فيض و شفيع البتّه اشرف از فيض است و مخلوق اوّل در نزول ، واسطهء وجود دوّم و شفيع او است و هكذا . و قاعدهء دوّم را نيز توان از افراد چند قاعدهء ديگر قرار داد . يكى آن كه البتّه