نظر علي الطالقاني
532
كاشف الأسرار ( فارسى )
او به اتّفاق شيعه و سنّى مرتد است زيرا كه تكذيب به پيغمبر ( ص ) نموده . و لكن بينى و بين اللّه اكثر طايفهء شيخيّه امر بر ايشان به اعتقاد ديگران مشتبه است زيرا كه بعضى ادلّه به جهت اثبات ركن رابع ذكر كردهاند و آنها را تمام مىدانند ، پس طيّب و طاهر و مسلم و شيعه و ناجى مىباشند و راه شبهه وسيع است و از بابت خلاف ضرورت به عبث و سهولت نتوان تكفير نمود . و همين بىبضاعت با ايشان معاشرت كردهام و مىكنم و پروا ندارم و لكن ايشان چون معرفت اين ركن ايمان را لازمتر از سه ركن ديگر مىدانند ، لا اقل مثل سه ركن ديگر مىدانند ، لهذا لازمه ايشان است كه هر كه منكر باشد كافر بدانند و او را واجب القتل و مباح الدم بدانند ، خواه شبهه باشد و خواه نباشد . چنانچه منكر خدا و منكر رسول خدا ( ص ) كافر است خواه با شبهه و خواه بىشبهه . لهذا يهودى و ارمنى مطلقا كافرند . خلاصه ايشان ديگران را مطلقا كافر بدانند و به جهت آنكه انكار ركن اعظم اصول دين كردهاند و بالبديهه هر كه منكر ركنى از اركان اصول دين باشد كافر است مطلقا خواه با شبهه و خواه بىشبهه . و ديگران ايشان را شيعه و مسلم دانند زيرا كه ايشان سه ركن ايمان را قبول دارند و چون اصول دين درست شد ديگر سخنى نماند مگر در فروع دين و انكار ضروريات . و در جاى خود بيان كردهايم كه تكفير مسلمان از اين جهت بسيار بسيار مشكل است . رجوع كن تا ببينى . ببين تفاوت ره از كجا است تا به كجا . لهذا از جملهء ذكر ايشان و تعقيب و اوراد ايشان ، لعن بر ديگران و مجتهدين و فقيهان است و هر زمان كه دست بيابند بر خود واجب و لازم مىدانند كه همهء خلق را ارشاد كنند و اگر قبول نكردند و ايمان نياورند به شمشير فى سبيل اللّه جهاد نمايند و هر چه غير اين به گوش تو رسيده باشد خلاف رسيده . و لازمه طريقه و مذهب طرفين اين است و آنچه از طرفين ظاهر مىشود همين است . پس بديهى شد كه هر كه قائل است به ركن رابع ديگران را واجب القتل و مباح الدم مىداند ، زيرا كه كافر مىداند به جهت آن كه ركن اعظم ايمان را انكار كرده . پس با طائفه بابيّه همان تفاوت اسمى دارند و الا به حسب رسم و كافر دانستن ديگران فرقى ندارند . و هر كدام كه چنين نباشند يا احكام مذهب خود را نمىدانند و يا تقيّه مىكنند . و اگر اين دو فرقه به توفيق خدا يك فرقه نشوند چه فسادهاى عظيم ظاهر خواهد شد و اين اختلاف چه فتنهها و چه هنگامهها زير سر دارد . چه خوب بودى كه طرفين برادروار مىنشستند اوّل به زبان و ادلّه و برهان اين اختلاف را از ميان بر مىداشتند و اگر نشد به مباهله بر مىداشتند تا آن كه طرفين كه