نظر علي الطالقاني
525
كاشف الأسرار ( فارسى )
است . و ايضا لازمه او سهو و خطا و اشتباه و مخالفت و گناه است اگر چه سهوا باشد چنانچه اشاره شد . حال گوئيم اين ركن رابع معصوم است يا نيست . اگر معصوم است او را تجربه مىكنيم به سؤالات و اطّلاع به لغات و مطالبه معجزات و كرامات و غير اينها كه در كتب شيعه از براى هر معصومى و حجّتى ذكر كردهاند ، چه در نسب او ، چه در بدن او ، چه در صفات او ، چه در افعال او ، كه اگر نباشد ، البتّه حجت نيست و اگر نيست حجت ، فائده خلقت انسان معرفت او نيست . و ايضا بايد حق تعالى و پيغمبر ( ص ) و امام ( ع ) همديگر را بشناسانند و تعيين كنند و معلوم نمايند تا او را بالخصوص به حسب و نسب و به اسم و رسم بشناسند اگر چه پنهان باشد به جهت تقيّه يا مصلحت ديگر ، مثل امام عصر عجّل اللّه فرجه . زيرا كه فائده خلقت انسان و كمال انسان در شناختن او و اقرار به او و محبت او است و معرفت و محبت او منافات با تقيّه ندارد زيرا كه جمع ميان معرفت و غيبت ، و شناختن و پنهان بودن ، بسيار سهل و آسان است و اگر مصلحت خدا و امر خدا در ظاهر بودن او است اگر چه كشته شود مثل ائمه ( ع ) و پيغمبران ، البتّه بايد ظاهر بشود و اگر مصلحت در بقاء و پنهان بودن او است ، پنهان مىشود و لكن بايد در هر فرض مردم او را بالخصوص بشناسند و محبت او در دل گيرند تا فائده خلقت و كمال انسان و اسلام و ايمان از ميان نرود و بر خدا بحثى وارد نيايد . و بنا به قول ايشان بايد بعد از اين در شبهاى احيا چون شيعيان قرآن سر بگيرند و ( بك يا اللّه و بمحمّد و بعلىّ ) تا آخر گويند ، بايد بعد از بالحجّة ده مرتبه گفت بركن رابع يا اسم او را برد . و بايد در تلقين ميّت او را ذكر نمود و در خطبهها صلوات و لعن بر دشمنان او را ضمّ نمود تا تولّا و تبرّا ، تمام و كامل باشد و هكذا باقى مناسبات و لوازم و احكام . و شخص منصف را همين قدر كافى است و هو الموفق و المعين . و بر تو است كه به دقت در اين مطالب فكر كنى و در دليلهاى ايشان هم به دقت فكر كنى و بفهمى كه آن دليلها دلالت دارد بر مطلب ايشان يا ندارد و دلالت دارد بر وجوب معرفتى و علمى كه مقدمه عمل است و از فروع دين است يا دلالت دارد بر وجوب معرفتى و علمى كه مقدم بر عمل است و خود مقصود بالذات و غايت خلقت و كمال انسان و مناط اسلام و ايمان است ، تا فرداى قيامت لا اقل در زمرهء مسلمانان و مؤمنان باشى و لا اقل اگر مستحق عذاب باشى مخلد در جهنم نباشى نستجير باللّه .