نظر علي الطالقاني
524
كاشف الأسرار ( فارسى )
بىمعرفت امام هيچ ثمر ندارد ، پس معرفت پيغمبر مانند نتيجهء معرفت خدا است و معرفت امام نتيجهء معرفت پيغمبر خدا است ، همچنين معرفت ركن رابع نتيجهء معرفت امام است و البتّه نتيجه و ثمر لازمتر از مقدمات است . و لفظ نتيجه در كلام ايشان اگر نباشد معنى كلام ايشان است . و معرفت خدا بىمعرفت پيغمبر ثمر ندارد ، سخن ايشان است و ايمان به ركن رابع لازمتر است از آن سه ركن ديگر ، كلام ايشان و مذهب ايشان است . و ما اگر ركنى را از ركنى لازمتر ندانيم لا اقل مثل ركن ديگر دانيم چه در كم كردن و چه در زياد كردن . پس اين مطلب را سهل نبايد شمرد و به قدر امكان بايد پا فشرد كه آيا اصول دين و مناط اسلام و ايمان و سرمايه بهشت و فائده خلقت و كمال انسان و منتهاى غرض و غايت ، اقرار و معرفت و محبت سه ركن است و سه كس است كه خدا و رسول و امام ( ع ) باشد كه معصوماند و هر كه غير اين هر چه بگويد بايد انكار كرد ، يا ركن چهارمى هم دارد كه معرفت نايب خاص امام ( ع ) باشد ؟ و گويند كه كون در ترقى است و شريعت و عالم روز به روز باطن او بروز مىكند و تا اين زمان مصلحت در ابراز اين ركن رابع از ايمان نبود و اين زمان اقتضا كرده . بارى پس اى عزيز اين مطلب را سهل مگير زيرا كه امر داير است بين نفى و اثبات . اگر اين ركن باشد و تو انكار كنى به اجماع ايشان و به مقتضاى عقل انكار آن سه ركن ديگر لازم آيد و كفر و شرك و ارتداد باشد و مستلزم خلود در جهنم و مثل اين است كه خدا و پيغمبر و امام ( ع ) هر سه را انكار كرده باشى چنانچه انكار امام ( ع ) و پيغمبر چنين است بالبديهه . و اگر نباشد و اقرار كنى باز همين لازم آيد چنانچه اقرار به خداى ديگر و پيغمبر ديگر و امام ديگر چنين است . و ما بعون اللّه اين راه را صاف كرديم و سرّ مطلب را به دست تو داديم كه به برهان واضح بتوانى اقرار كنى يا انكار نمائى و حيران و معطل و سرگردان نمانى . و آن اين بود كه محال است كسى كه صاحب روح پنجم و صاحب روح القدس و معصوم نباشد ، معرفت او و خدمت او ، از اصول دين باشد و مناط ايمان و اسلام و فائده خلقت انسان و كمال انسان باشد . زيرا كه از معصوم گذشته همه صاحب چهار روحاند اگر چه بعضى بر بعضى ترجيح دارند ، چنانچه گياه ضعيف با چنار قوى در نموّ و توليد و عدم حس و حركت شريك است ، و ترجيح احد متساويين كه ترجيح بلا مرجح است محال