نظر علي الطالقاني

489

كاشف الأسرار ( فارسى )

آن اهل آسمان هفتم پس زينت داد او را به عرش ، پس پيشى گرفتند بعد از آن اهل آسمان چهارم پس زينت داد آن را به بيت المعمور ، پس سبقت گرفتند به اقرار اهل آسمان اول پس او را زينت بخشيد به ستارگان ، پس حق تعالى عرض كرد ولايت ما را بر زمينها ، پس پيشى گرفت به اقرار به آن مكه معظّمه پس زينت داد او را به كعبه ، پس سبقت گرفت مدينهء طيّبه پس زينت داد او را به محمد ( ص ) ، پس سبقت گرفت به سوى آن شهر كوفه پس زينت داد او را به قبر امير المؤمنين ( ع ) ، پس عرض كرد ولايت ما را بر كوهها پس اول كوهى كه اقرار كرد سه كوه بود كوه عقيق و كوه فيروزج و كوه ياقوت و به اين سبب جواهرها به آنها به هم رسيد ، پس بر كوههاى ديگر عرض كرد سبقت گرفتند به اين سبب معدن طلا و نقره و ساير معدنها گرديد ، و هر يك كه اقرار نكردند معدن هيچ چيز نگرديدند ، و باز در روز غدير عرض كرد ولايت ما را بر آبها هر چه قبول كرد شيرين شد و هر چه قبول نكرد تلخ و شور شد . پس عرض كرد ولايت ما را بر مرغان هر مرغ كه قبول كرد سخن‌گو و خوش الحان شد و هر چه قبول نكرد لال و بد آواز شد ، تا آخر حديث شريف . 40 و در احاديث بسيار بخصوص در جلد سماء و عالم ذكر شده كه فلان ميوه يا فلان سبزى و دانه ولايت ما را قبول كرده و يا از ما است و ثواب خوردن او و خاصيّت او چنين و چنان است و فلان از ما نيست و مال بنى اميّه است و فلان مرغ دشمن ما است و وزغ مىگويد اگر شما عثمان را دشنام دهيد هرآينه من على را دشنام مىدهم و اين قبيل احاديث لا يعدّ و لا يحصى است و همه از يك بابند و از فروع يك قاعده و يك مطلب مىباشند . حال سر تا پا گوش باش تا بعون اللّه سرّ اين مطلب و معنى اين احاديث را بيان نمايم . گوئيم شكى نيست كه همه اجزاى عالم به همديگر ارتباط دارند و هر يك را كه ملاحظه كنى يا با هم جزو و كل‌اند و يا لازم و ملزومند و حقيقه و رقيقه‌اند . هر برگى به شاخه و هر شاخه به درختى بسته و هر قطره از پياله و هر پياله از كوزه و سبوئى و سبو از جوئى و نهرى و هر نهرى از دريائى است و هر روشنى از چراغى و هر پرتوى از آفتاب و كوكبى است و هر درهم و دينار و هر فيروزه و ياقوت از معدنى و خزينه‌اى است و هر رگى و پوستى و استخوانى به بندى بسته و هر بدنى به روحى بسته و هر روح جزئى به روح كلى بسته ، جميع حواس ظاهر به باطن بسته و همهء آنها به قلب و عقل پيوسته . يعنى حق تعالى صادر اول را آفريد و او واحد و بسيط است نسبت به مادون و با آن وحدت و