نظر علي الطالقاني

487

كاشف الأسرار ( فارسى )

عجز و قصور و اظهار بندگى و كوچكى . و همين اقرار به عجز و قصور منتهاى مقام كوچك است كه حق را فهميده و واقع را به دست آورده و از حدّ خود تجاوز نكرده . زيرا كه واقع همين است كه علم و عمل كوچك و معرفت و قدرت و عبادت او به اندازهء او و در خور او است نه در خور بزرگ ، چنانچه گفتيم . و اگر اين اقرار به عجز و اعتراف به قصور نباشد زهى هلاكت و جهل مركب . لهذا روايت شده كه احمق دو ركعت نماز مىخواند و انتظار مىبرد كه وحى به او نازل شود . 34 پس درست بفهم و تصديق كن آنچه در اخبار اهل بيت است كه اگر بنده گرفتار عجب و منيّت نمىشد هرگز حق تعالى تخليه ميان او و گناه نمىكرد . 35 يعنى گاهى تخليه مىكند و او را به خود وامىگذارد تا گاه‌گاه گناه كند و اين گناه او را خجل و شرمنده دارد و به عجب گرفتار نشود . و در احاديث است كه بعد از نزول تورات حضرت موسى ( ع ) گمان كرد كه از او داناترى نيست وحى به جبرئيل ( ع ) شد ، پس نازل شد و امر نمود كه برود و از حضرت خضر ( ع ) تعليم گيرد ، تا آخر حكايت كه در سوره كهف است . 36 و فرمودند سيّئه‌اى كه تو را بد آيد بهتر است از حسنه‌اى كه تو را به عجب آورد . 37 و اين حديث ظاهر از حضرت امير المؤمنين ( ع ) است . و فرمودند كه فاسقى و عابدى داخل مسجد شدند چون بيرون آمدند فاسق عابد بود به جهت توبه و عجز و لابه و عابد فاسق بود به جهت عجب و منيّت . 38 و همين عجب و منيّت بود كه شيطان را رجيم و ملعون ابدى نمود . و عمدهء لذّت معصومين ( ع ) مناجات و اظهار عجز و قصور و گناه و تقصير بود . پس ظاهر شد در اين مطلب هم تطابق عقل و شرع ، كه كمال كوچك شناختن حق و واقع است و جاهل نبودن ، سيّما جهل مركب . و واقع همين است كه او عاجز و قاصر است چه در مقام علم و معرفت و چه در مقام عمل و قدرت . سؤال : معصوم ( ع ) كه معصوم است و او را گناهى نيست پس چگونه اين مناجاتها با عصمت درست آيد ؟ يا العياذ باللّه مثل سنّيان بايد گفت كه هيچ پيغمبرى ( ص ) معصوم نبوده يا مثل بعضى از شيعيان بايد گفت كه اين ادعيه و مناجات را به جهت ديگران گفته‌اند و به جهت ارشاد و هدايت ديگران و از زبان ديگران گفته‌اند . جواب نقضى اين است كه تعليم با مناجات منافات دارد پس هرگز ايشان را مناجاتى نبوده و از خدا ترس و خوفى نبوده و اين يا كفر است و يا در مرتبهء كفر . زيرا كه امن من مكر اللّه تالى كفر است . پس لازم آيد كه معصومين ( ع ) ايمن از مكر و عذاب خدا بوده‌اند العياذ باللّه . و جواب حلّى اين است كه لازمه ناقص بودن خجل و شرمسارى