نظر علي الطالقاني

484

كاشف الأسرار ( فارسى )

قبول نمىكند و بسا شده كه قهرا مطلبى در ذهن رسوخ مىكند اگر چه از براى او دليلى نتواند يافت . و دانستى كه تواضع و فروتنى از براى بزرگتر و بهتر هم فطرى است حتى در حيوانات و اين يكى از افراد وجوب تقديم و ترجيح راجح است بر مرجوح . پس آن كه گويد ترجيح مرجوح بر راجح جايز است و اللّه از روى اعتقاد نگويد و مخالف عمل او و سيرت انسان بلكه حيوان است . چرا كه هر كه عالم‌تر است محترم‌تر است و هر صنعتگر كه كاملتر است رجوع خلق به او بيشتر است و هر كه خلاف و گناه كند بالفطره خجل و شرمسار شود . پس اگر اختيار نبود و جبر بود ، خجالت چه معنى داشت ؟ اگر كسى مال ديگرى يا شراب را به حلق تو بريزد البتّه تو را خجالتى نيست و عذر موجّه دارى . پس خجالت قائل به جبر مبطل سخن او است . و اعانت و مواسات با همسران و احسان و تربيت زيردستان هم فطرى است و خوب دانستن اخلاق خوب و بد دانستن اخلاق بد هم فطرى است و علم به بديهيات هم از راه حواس ظاهر قهرا پيدا مىشود كه داند آتش گرم است و آفتاب روشن است و هكذا . و مرجع نظريات هم نيست جز همين فطريات و بديهيات . و ظاهر است كه عمل هم بسته به قدرت و توانائى است كه خدا داده . پس ظاهر شد كه علم و عمل هر چند كمال اختيارى است و لكن باز سرمايه هر دو را حق تعالى قهرا و اضطرارا داده . بدان كه معلومات فطرى عقل كه همه عقول در او متّفقند كم است و چندان نيست و سرمايهء همه در جميع علوم و مطالب از براى هر كسى همان معلومات است ، و بديهيات و ضروريات كه مرجع همه نظريات است همان معلومات است . بسيار در ايشان مشق كن و ملكه نما كه رد مطالب به سوى آنها تو را آسان شود . ان شاء اللّه در جاى ديگر بيان آن معلومات را به تفصيل خواهيم گفت منتظر باش . پس ظاهر شد كه عمده مقصود از ارسال رسل ، يعنى فرستادن انبياء و كتب و دينها ، تميز مصاديق و جزئيات همين كليات است كه بالفطره معلومند . و چون در تميز مصاديق رجوع به عقل شود شخص آفتاب يا ستاره يا بت يا گوساله‌پرست شود و يا جبرى و تفويضى و قائل به صفات زائده شود و هكذا . پس پيغمبر ( ص ) بيان كند كه آن معبود كاملى كه تو بالفطره اقرار دارى ، او كيست و معنى كمال او چيست ، و آن تواضع و بندگى كه تو بالفطره نسبت به بزرگتر از خود اقرار دارى ، بيان كنم كه بزرگتر از تو و ولى النعم تو كيانند و طريقه بندگى و تواضع چگونه است كه آن به صوم و صلاة و حج و