نظر علي الطالقاني
50
كاشف الأسرار ( فارسى )
و آيا احكام اخروى اينها چه مىشود ؟ در صورتى كه قاصر باشند يا مقصّر ، قادر بر تحصيل اعتقاد باشند يا نباشد ، تفصيل بسيارى دارد . و اين مسأله تعميم دارد ساير فرق كفّار را نيز مانند يهود و نصارى و مجوس و بتپرست و ستاره و گوسالهپرست و غير اينها را و اكثر مسائل وى نيز محل خلاف و تردّد است و فائده مهمّى نيز بر آنها مترتّب نمىشود ، پس صرف عمر در مهم و با فائده بهتر است . بلى بر تو است اعتقاد به اين كه خداوند عادل است و حجّت تمام نكرده و بدون تقصير يقينا كسى را عذاب نخواهد نمود . يا قاصرين و ضعفاء و عاجزين از تحصيل واقع و اعتقاد را تفضّلا بىحساب ايشان را به بهشت مىبرد موافق مقام ايشان ، يا در قيامت ايشان را تكليف مىكند و حجّت بر ايشان تمام مىكند ، پس به اطاعت و مخالفت مؤمن و كافر مىشوند ، مؤمن را به بهشت و كافر را به جهنّم مىبرند چنانچه مجلسى و ديگران ( قدّس سرهم ) در اين باب احاديث بسيارى از اهل بيت عصمت ذكر فرمودهاند و ما نيز به طور اجمال در محل ديگر ان شاء اللّه ذكر نمائيم . و باز بدان كه اين مطلب منافات ندارد با اين كه ما همهء ايشان را ، يعنى كفّار با قصور را ، در دنيا نجس مىدانيم و لعن و تبرّى مىنمائيم ، نظير آن كه سگ را مىرانيم و نجس مىدانيم و حال آن كه مخالفتى نكرده . تنبيه اين كسانى كه ايمان و اعتقاد مذكور را ندارند و مع ذلك بر ايشان حكم طهارت و احترام مال و غير آن جارى مىشود ، ظاهر است كه اين مرتبه و درجهاى است ميان كفر و ايمان و نام اين درجه در قرآن و احاديث و لسان علماء ( قدّس سرهم ) اسلام است و ايشان را مسلم و مسلمان گويند و ايشان دو قسم مىباشند . يك قسم آن است كه مأموريم به دوستى و الفت و تولّاى ايشان و در باطن ايشان را كافر نمىدانيم ، مثل كسانى كه تازه مسلمان مىشدند و هنوز اخذ عقايد از روى ادلّه و برهان نكرده بودند و آيهء قالَتِ الْأَعْرابُ 54 در حق امثال ايشان . و هر كه تا قيامت تازه داخل در اين دين مىشود غالبا همين نحو است . و مثل ضعفاء و بسيارى از عوام و زنان فرقهء محقّه كه دين حق دارند نه از روى بصيرت تمام . و يك قسم آن است كه مأموريم به لعن و تبرّى و عداوت ايشان مگر در مقام تقيّه ، مثل ساير فرق اهل قبله كه اثناعشريّه نيستند . و آنچه در دعاها وارد شده مثل ( اللّهمّ