نظر علي الطالقاني

44

كاشف الأسرار ( فارسى )

يا به منزلهء لازم وى . پس انكار ضرورى دين انكار دين باشد بنابر آنكه مستلزم آن است ، چه نفى جزء و لازم ، مستلزم نفى كل و ملزوم باشد . و ضروريات دين در ادلّه شرعيّه به منزلهء بديهيّات اوّليّه باشد در علوم عقليّه و همچنانكه منكر بديهيّات مانند سوفسطائيه خارج است از فطرت عقل ، منكر ضرورى دين نيز خارج است از فطرت دين . لهذا تكفير منكر ضرورى دين واجب است . الخ . چون اين بزرگوار ( قدّس سره ) در مقام تفصيل مسأله نبود به اجمال گذرانيد و گرنه ظاهر است كه در بسيارى از موارد تا منكر ضرورى عالم نباشد كافر نباشد و در بعضى كافر شود اگر چه عالم نباشد . بيانش آن است كه چون دانستى كه صفات و لوازم بر دو قسم است يك قسم آن است كه انكار موصوف و ملزوم است و يك قسم آن است كه چنين نيست ، و دانستى كه مرتد كسى است كه از دين خود بر گردد ، لهذا او را مرتد نام نهادند و چون ايمان معرفت آن چهار چيز بود پس كفر انكار يكى از آن چهار اصل است ، خواه انكار خود آنها را نمايد يا انكار لازمى را نمايد كه انكار او انكار آنها شود . حال گوئيم آن لوازمى كه انكار او انكار ملزوم است ظاهر است كه بر دو قسم است . يكى آن است كه انكار او انكار ملزوم است مطلقا ، خواه منكر عالم باشد يا جاهل ، مثل انكار قدرت و علم خدا و مثل انكار صدق پيغمبر ( ص ) . و يكى آن است كه انكار او انكار ملزوم نيست مگر با علم و نبودن اشتباه ، مثلا اگر كسى بگويد تو مجتهدى و لكن علم فقه و اصول نمىدانى گوئيم اين سخن انكار اجتهاد است مطلقا ، و اگر بگويد من تو را دوست دارم و بكشد تو را يا پسر تو را ، اينجا مطلقا نتوان در ادعاى دوستى تكذيب او نمود بلكه مىبايد گفت اگر شناخت و كشت يقينا دروغ مىگفت كه من دوستم ، و اگر نشناخت ، محض كشتن باعث كذب او نيست ، و اگر ندانيم كه شناخت يا نشناخت ، ندانيم كه در دعوى دوستى صادق بود يا كاذب . پس به حمد اللّه ظاهر شد كافر بودن ناصبى و خارجى مطلقا چنانچه اجماعى است زيرا كه دوستى پيغمبر با دشمنى اهل بيت او جمع نشود با آنكه بداند كه اينها اهل بيت اويند ، خواه بداند كه اهل بيت پيغمبر نيكو بودند و محبوب پيغمبر بودند ، خواه نداند و جهل مركب داشته باشد ، و خواه بداند كه اين دشمنى با آن دوستى جمع نمىشود يا نداند . با آن كه اين گروه خذلهم اللّه ردّ صريح و نصّ قرآن كرده‌اند كه فرمود قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى : 4 بگو از شما اجر و مزدى نمىخواهم مگر دوستى اهل بيت مرا . بلى اگر در واقع قاصر باشد خدا بر او حجت تمام نكرده ،