نظر علي الطالقاني

417

كاشف الأسرار ( فارسى )

نعلها از ياقوت سرخ باشد ؛ پس چون نزديك شود به ولىّ خدا و اراده نمايد كه برخيزد به سوى او از روى شوق ، آن حوريّه گويد اى ولىّ خدا امروز روز تعب و مشقت نيست برمخيز من از توام و تو از منى . پس به قدر پانصد سال از سالهاى دنيا با هم معانقه كنند كه هيچ يك از ديگرى ملول نشود . پس مؤمن نظر كند به گردن حوريّه در گردن او قلادهء از ياقوت سرخ بيند و در ميانش لوحى باشد كه بر آن نوشته باشند تو اى ولىّ خدا حبيب منى و من حوراء حبيبهء تو ، شوق من به سوى تو به نهايت رسيده و شوق تو به من به نهايت رسيده . پس فرمود ( ص ) اقلا هر مؤمنى هفتاد زوجه از حوريان دارد و چهار زوجه از آدميان . و مؤمن يك ساعت با حوريه مىباشد و يك ساعت با آدميّه و يك ساعت با خود خلوت مىكند بر تختهاى خود تكيه كرده و نظر مىكنند بر يكديگر . و گاهى تكيه بر تخت كرده باشد ، شعاعى از نور او را فروگيرد ؛ گويد به خدمتكاران خود كه اين چه شعاع بود كه مرا گرفت ، شايد جناب اقدس إله متوجه من گرديده باشد و اين شعاع از انوار جلال او باشد . خدمتكاران به او گويند كه جناب اقدس الهى از آن مقدس‌تر است كه اين نورها شبيه به انوار او باشد ، بلكه اين نور از حوريّه‌اى است از زنان تو كه هنوز به نزد تو نيامده است ، مشرف شد بر تو از خيمهء خود از روى اشتياق به تو ، و محبت ملاقات تو بر او غالب شده ، چون تو را ديد كه بر تخت خود تكيه كرده‌اى از كثرت شوق و فرح تبسمى كرد و آن شعاعى كه تو ديدى و آن نورى كه به تو احاطه كرد از سفيدى و صفا و ضياى دندانهاى او بود . پس ولىّ خدا گويد رخصت دهيد او را كه فرود آيد به سوى من . پس بشتابند هزار غلام و هزار كنيز به سوى آن حوريه كه او را بشارت دهند كه ولىّ خدا تو را خواسته . پس از خيمهء خود به زير آيد و هفتاد حلّه پوشيده باشد به رنگهاى مختلف ، بافته و به طلا و نقره مكلّل به مرواريد و ياقوت و زبرجد و معطر گردانيده به مشك ، و مغز ساق پاى او از زير هفتاد حله نمايان باشد و طول قامتش هفتاد ذراع باشد و عرض ما بين دوشهاى او ده ذراع و چون نزديك شود به ولىّ خدا خدمتكاران او را استقبال نمايند و با طبقهاى طلا و نقره و مملو از مرواريد و ياقوت و زبرجد و بر او نثار كنند . پس سالها با يكديگر معانقه كنند كه هيچ يك را ملال حاصل نشود . 524 مؤلف گويد بسيار حيرت افزايد كه ولىّ خدا با آن همه اوضاع كه سابق ديده بود مع ذلك نور دندان اين حوريه در نظر او چنين جلوه كرد ، پس لفظ سالها كه در اينجا بىتعيين فرمود خدا داند كه چقدر از پانصد سالى كه پيش فرمود با اين شوق ولىّ خدا بايد بيشتر باشد . اللّهمّ ارزقنا .