نظر علي الطالقاني

418

كاشف الأسرار ( فارسى )

و صادق ( ع ) فرمود كه خير اسم نهرى است در بهشت كه از كوثر جدا مىشود و در دور و كنار آن نهر دختران روييده‌اند و هر يك را كه اخذ كنند ديگرى به جاى او مىرويد و خيرات حسان ايشانند ؛ 525 و اين حديث پيش ذكر شد . و رسول خدا ( ص ) پس از آنكه بيان قصرهاى شهدا و خيمه‌ها را فرمود ، كه پيش گذشت ، فرمود در هر خيمه كرسيى باشد كه دانه نشان كرده باشند به ياقوت و پايهايش زبرجد سبز باشد و بر هر كرسى يكى از حور العين نشسته باشد و در بر هر حوريه هفتاد حلّهء سبز و هفتاد حلّهء زرد بوده باشد و مغز ساقهايش از زير استخوان و پوست و حلّى و حلّه‌ها چنان نمايد كه شراب صافى در شيشهء سفيد ، و هر حورى هفتاد گيسو داشته باشد هر گيسوئى به دست كنيزى و در دست ديگر مجمره‌اى داشته باشد كه آن گيسو را به آن بخور نمايد و از آن مجمره بخار خوشبو ساطع شود بىآتش و لكن به قدر خداوند جبار . 526 در احتجاج است كه زنديقى به بركت صادق ( ع ) مسلمان شد . پرسيد از آن حضرت كه مىگويند اهل بهشت هر ميوه كه از درخت بچيند همان بعينه در درخت بر مىگردد . فرمود چنين است ، مثال او در دنيا چراغ است كه اگر صد هزار از او روشن كنند از روشنى او چيزى كم نمىشود . گفت شما مىگوئيد كه ايشان مىخورند و مىآشامند و محتاج به قضاى حاجت نمىشوند . فرمود بلى ، از براى آنكه غذاى ايشان رقيق و لطيف است و ثقل ندارد و از بدن ايشان به عرق خوشبو دفع مىشود . گفت چگونه مىشود كه حورى هر چند شوهر او به نزد او مىرود او را باكره مىيابد . فرمود زيرا كه او از طنت طيّبى خلق شده و عاهتى عارض او نمىشود و آفتى با جسمش مخلوط نمىشود و به حيض و امثال نجاسات آلوده نمىشود . گفت مىگويند هفتاد حلّه مىپوشد و شوهر او مغز ساقش را از پس آن حلّه‌ها و پوست و گوشت و استخوان مىبيند . فرمود بلى چنان كه احدى از شما درهمى را در ته آب صاف مىبيند هر چند عمق آن يك نيزه باشد . 527 و اين امثلهء صادق ( ع ) بسيار معنى دارد ، فهم آن را به ناظر حواله نموديم و متعرض بيان نشديم و هو العالم . و در حديث معتبر ديگر فرمود كه زنان بهشت بر يكديگر غيرت نمىبرند و حايض نمىشوند و تكبّر و خودستائى نمىكنند . 528 و معنى أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ كه خدا در وصف زنان بهشت فرموده به همين پاكى از كثافات و نجاسات و تعصب و غيرت و نحو آن ، نيكو دلالت دارد و به همين نيز تفسير كرده‌اند . و در تفسير خَيْراتٌ حِسانٌ گفته‌اند كه