نظر علي الطالقاني
43
كاشف الأسرار ( فارسى )
انكار نكردن ضروريات دين است . به بيان ديگر انكار كردن ضروريات دين ضرر به ايمان ندارد از اين جهت كه انكار ضرورى دين است بلكه از اين جهت ضرر دارد كه انكار او انكار صاحب دين است يعنى راجع شود به انكار خدا يا پيغمبر يا امام . خلاصه چون بديهى بود كه انكار به شيء با اقرار به او جمع نشود لهذا نفرمودند شرط اقرار به خدا آن است كه خدا را انكار نكند . و لكن انكار بعضى از لوازم ، انكار خود ملزوم است ، چون خفائى داشت لهذا فرمودند شرط ايمان آن است كه منكر ضروريات نباشد . پس حاصل فرمايش بزرگان دين اين شد كه انكار بعضى از لوازم ، بالبديهه انكار ملزوم است و ضروريات دين از قبيل اين لوازم است پس انكار آنها انكار است چيزى را كه به او ايمان آورده بود ، كه خدا و پيغمبر و امام و معاد باشد . اگر گوئى به چه دليل ضرورى دين از قبيل لوازمى است كه انكار او انكار ملزوم است و انكار يكى از آن چهار اصل است و ايضا در انكار ، فرق ميان عالم و جاهل نيست و حال آنكه مىفرمايند منكر ضرورى كافر است مگر آنكه جاهل باشد و امر بر او مشتبه باشد و نتوان گفت منكر پيغمبر مثلا كافر است مگر آنكه بر او شبهه شده باشد ؟ جواب : چون اين مطلب نيز مطلب مهمّى است او را فى الجمله بسط دهيم تا حقيقت و سرّ او بر تو روشن شود . بدان كه بر بسيارى از علماء ( قدّس سرهم ) امر در اين مسأله بسيار مشكل شده به جهت آن كه بعضى مىگويند منكر ضرورى از آن جهت كافر است كه تكذيب پيغمبر ( ص ) كرده لهذا اگر از روى جهل انكار نمايد كافر نيست زيرا كه راجع به تكذيب نيست و بر ايشان مشكل شده كفر ناصبى و خارجى كه بالبديهه كافرند با آنكه ظاهر است كه در ميان ايشان جاهل بسيار است كه به طور قطع به عمل شنيع خود تقرّب به خدا مىجويند نعوذ باللّه . و بعضى مىگويند كه منكر ضرورى تعبّدا كافر است نه از جهت تكذيب ، و بر ايشان مشكل شده كه چرا آن كه از روى جهل منكر است بايد كافر نباشد . عارف ربانى فاضل لاهيجانى را در گوهر مراد سخنى است با فائده . فرمود مراد از ضرورى دين حكمى است كه بعد از ثبوت دين ، ثبوت آن حكم و كونه من الدّين محتاج به دليل نباشد مثل وجوب نماز يوميّه و مثل عدد ركعات هر يك از ايشان و مثل وجوب طهارت و غسل از براى نماز الى غير ذلك ، لا محاله آن حكم به منزلهء جزء مقوّم دين باشد و