نظر علي الطالقاني

375

كاشف الأسرار ( فارسى )

بريان شود . و عامّه نقل كرده‌اند كه دندان كافر به قدر كوه احد خواهد بود . 279 نهم جهات خود دوزخ و آتش است . نستجير باللّه . در سورهء ملك فرمود : در وقتى كه بريزند ايشان را در جهنم بشنوند صداى شهيق جهنم را و به جوش مىآيد و پائين و بالا مىبرد ايشان را . يعنى مثل ديگ آنچه را كه در اوست . بعد فرمود : تكاد تميّز من الغيظ : نزديك است كه جهنم از شدّت غيظ از هم بريزد و از هم بپاشد و پراكنده شود . 280 و از صادق ( ع ) منقول است كه يك ساله راه خروش جهنم را خواهند شنيد . 281 و على بن ابراهيم ( قدس سره ) از صادق ( ع ) روايت كرده كه رسول خدا ( ص ) فرمود در شب معراج صدائى شنيدم كه مرا به فزع و بيم آورد ، از جبرئيل پرسيدم ، گفت اين صداى سنگى است كه هفتاد سال است كه از كنار جهنم انداخته‌اند و اين ساعت در ته جهنم قرار گرفت . پس حضرت رسالت نخنديد تا از دنيا رفت . 282 در حديث معتبر صادق ( ع ) فرمود اين آتش شما كه در دنيا هست هفتاد يك آتش جهنّم است كه هفتاد مرتبه آن را به آب خاموش كرده‌اند و باز افروخته شده و اگر چنين نمىكردند هيچ كس طاقت نزديكى آن نداشت ؛ به درستى كه جهنم را در روز قيامت به صحراى محشر خواهند آورد كه صراط را بر روى آن بگذارند ، پس جهنم در محشر فريادى بر آورد كه جميع ملائكهء مقربين و انبياء مرسلين از بيم آن به زانوى استغاثه درآيند . 283 و در مرسلات فرموده : برويد به سوى آتش سياهى كه تيره است و سه شعبه دارد و بيرون مىافكند شرارها مانند قصر در بزرگى و در نظر مانند شتران زرد يا سياه مىنمايد . 284 و شراره آن كوچك‌هاست كه از آتش جدا مىشود و با دود بالا مىرود . و جهات عذاب جهنم بيش از اينهاست و هر جهت آن كافى و زهره شكاف است و بدتر از همه اين است كه به يقين مىدانند كه خداوند واحد قهار دشمن ايشان است و مدام غضبناك بر ايشان است بلكه چون به حقيقت بنگرى در هر عذاب جهنم جميع عذاب‌هاست . و ما ان شاء اللّه به يارى قائم عجل اللّه [ فرجه ] چون اثبات نمائيم كه در هر لذت بهشت جميع لذت‌هاست ، به مقايسه ، اين مطلب نيز بر تو منكشف خواهد شد ؛ نستجير باللّه . بدان كه آنچه گفتيم و آنچه نگفتيم همه براى شياطين و جن و انس است و مالكان دوزخ و زبانيه و موكلان و مارها و عقرب‌ها و جانوران همه سمندروار در راحت و لذتند زيرا كه گذشته از دليل عقلى و سياق آيات و احاديث ظاهر است كه فرّاش و مير غضب از اجراى حكم سلطان به نهايت شعف و شادمانى است . و صدوق ( قدس سره ) از