نظر علي الطالقاني

359

كاشف الأسرار ( فارسى )

و علم من ، حضرت رسول ( ص ) گويد بلى پروردگارا رسانيدم به امت خود آنچه را وحى كرده بودى بسوى من از كتاب تو و حكمت تو و علم تو و جهاد كردم در راه تو . پس حق تعالى گويد به محمد كه كى شهادت مىدهد از براى تو به اين . آن حضرت گويد پروردگارا تو شاهدى از براى من به تبليغ رسالت و ملائكهء تو و نيكان از امت من ، و شهادت تو كافى است از براى من . پس ملائكه را بطلبند و ايشان گواهى دهند از براى آن حضرت كه تبليغ رسالت نمود ، پس امت محمد را بطلبند و سؤال كنند از ايشان كه آيا رسانيد محمّد ( ص ) به شما رسالت و كتاب و حكمت و علم مرا و تعليم شما نمود اين‌ها را ، پس شهادت دهند از براى آن حضرت كه تبليغ رسالت و حكمت و علم نمود . پس خداوند جليل فرمايد كه آيا بعد از خود در ميان امت خود كسى را خليفه و جانشين خود گردانيدى كه در ميان ايشان به حكمت و علم من قيام نمايد و تفسير كند از براى ايشان كتاب مرا و بيان كند امورى را كه در آن اختلاف نكنند بعد از تو و حجت و خليفهء من باشد در زمين ، پس محمد ( ص ) گويد بلى اى پروردگار من خليفه كردم در ميان ايشان على بن ابى طالب ( ع ) را كه برادر من و وزير من و وصى من بود و بهترين امّت من بود و نصب كردم او را از براى ايشان در حيات خود كه نشانهء راه هدايت باشد و ايشان را دعوت كردم به اطاعت و او را خليفهء خود گردانيدم در امت خود كه امام و پيشواى ايشان باشد و پيروى او بكنند امت تا روز قيامت . پس على بن أبي طالب ( ع ) را بطلبند و از او پرسند كه آيا محمد ( ص ) وصيت كرد به سوى تو و تو را خليفه نمود در امت خود و تو را نصب كرد در حيات خود كه ايشان را نشانهء راه هدايت باشى و آيا بعد از او قائم مقام او گرديدى ، حضرت گويد بلى اى پروردگار من ، محمد ( ص ) وصيت نمود به سوى من و مرا خليفه گردانيد در امت خود و چون محمد ( ص ) را به سوى خود بردى انكار من كردند امت او و مكر كردند با من و مرا ضعيف گردانيدند و نزديك شد كه مرا بكشند و مقدم بر من داشتند كسى را كه مؤخر گردانيده بودى و مؤخر گردانيدند كسى را كه مقدم گردانيده بودى و سخن مرا نشنيدند و اطاعت من نكردند پس قتال كردم با ايشان به فرمودهء تو تا آنكه مرا كشتند . پس به على ( ع ) گويد كه آيا بعد از خود در امت محمد ( ص ) حجتى و خليفه‌اى در زمين گذاشتى كه دعوت كند بندگان مرا به سوى دين من و راه رضاى من ، على ( ع ) گويد بلى اى پروردگار من در ميان ايشان گذاشتم حسن پسر خود را و پسر دختر پيغمبر تو را . پس حضرت امام حسن ( ع ) را بطلبند و همان سؤال كه از على بن