نظر علي الطالقاني

360

كاشف الأسرار ( فارسى )

ابى طالب ( ع ) كردند از او بكنند و همچنين هر امامى بعد از امامى را بطلبند و حجت او را بر اهل زمان او تمام كنند . پس حق تعالى عذر ايشان را قبول نمايد و اجازه حجت ايشان بكند . در اين وقت حق تعالى فرمايد كه اين روزى است كه نفع مىبخشد راستگويان را راستى ايشان . 196 مؤلف گويد در اين حديث شريف اسرار بسيارى است كه بر اهلش مخفى نيست و آنچه در مجالس وعظ در تفسير ( بكم فتح اللّه و بكم يختم ) نوشته‌ام شرح بعضى از اسرار اين حديث شريف است ، رجوع كن . و كلينى ( قدس سره ) به سند معتبر از صادق ( ع ) روايت كرده كه چون روز قيامت شود خداوند عالم همهء خلايق را جمع كند ؛ اول كسى را كه بطلبند حضرت نوح ( ع ) باشد ، پس از او بپرسند كه آيا تبليغ رسالت كردى ، گويد بلى ، گويند كى گواهى مىدهد از براى تو ، گويد محمد بن عبد اللّه . پس نوح ( ع ) بيرون آيد و پا بر سر مردم گذارد تا بيايد به نزد محمّد ( ص ) و او بر روى تلّى باشد از مشك و على ( ع ) با او باشد ، و اين است معنى قول خدا فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا 197 ( ملك ) يعنى چون ببينند او را صاحب قرب و منزلت نزد حق تعالى بد و متغير گردد روهاى كافران . پس نوح گويد يا محمد حق تعالى از من گواه مىطلبد بر تبليغ رسالت ، حضرت گويد اى جعفر واى حمزه برويد و گواهى بدهيد از براى حضرت نوح ( ع ) كه او تبليغ رسالت كرد . حضرت صادق ( ع ) فرمود كه پس جعفر طيّار و حمزه عمّ رسول گواه پيغمبران خواهند بود بر تبليغ رسالت ايشان . راوى گفت فداى تو شوم ، على ( ع ) آن وقت در كجاست . فرمود شأن و منزلت على ( ع ) از آن بزرگتر است كه او را براى گواهى بفرستند . 198 مؤلف گويد در آيهء شريفهء فَكَيْفَ إِذا جِئْنا 199 كه گذشت خاتم ( ص ) را شاهد پيغمبران و ايشان را شاهد امتان قرار داد و در آيهء شريفهء يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ 200 و اخبار بسيارى است كه هر امامى ( ع ) شاهد زمان خود است و در آيهء آخر سورهء حج به ملاحظهء تفسير اهل بيت ، حضرت خاتم ( ص ) را شاهد ائمه ( ع ) قرار داد و ايشان را شاهد بر ناس ، و از اين حديث و حديث پيش و خود آيات ظاهر است كه بايد شاهد كاملتر باشد ، چنانچه شاهد قلم كه مخلوق اول است جز خدا نشد . و امّا آنكه سؤال از زيردست نمودند مقصود اقرار ايشان است نه شهادت ؛ و آنچه در اين حديث فرمود كه شأن على زياده از آن است ، مقصود اين است كه او شهادت خاتم را برساند و قاصد باشد ، شأن او