نظر علي الطالقاني

346

كاشف الأسرار ( فارسى )

خلاصه از آنچه گفتيم ثابت نموديم كه خدا پيش از حق خود حق مردم را مىگيرد و اين بدترين و مشكلترين حق‌هاست كه حتما آمرزيده نمىشود مگر به رضاى صاحبش . و ايضا چنان كار در اين مقام تنگ است كه مثل مسح نمودن كف دست ديگرى بىرضاى او داخل در ظلم است كه در قيامت مثل اين را ظلم گيرند و قصاص طلب نمايند و خدا در قرآن لفظ افّ و خردل و مثال ذرّه و نحو اينها را كه كمتر از او متصور نيست ذكر فرموده . پس اى عزيز تا زود است حساب كار خود را بكن و امروز را به فردا مينداز كه اين بندگان ضعيف چشم تنگ از تو نخواهند گذشت ، به خصوص اهل زكات و ارباب خمس از سادات . چگونه مىشود كه در دنيا به اين ذلّت و خوارى و گرسنگى و پريشانى بگذرانند و تو حق ايشان را ندهى و از حقوق ايشان خود را معزّز دارى و چون باز ايشان را ببينى مانند يهودى به نظر ذلّت بنگرى و به تيغ زبان دل ايشان را مجروح نمائى و به آتش غضب كبابش سازى و مع ذلك طمع دارى كه باز فرداى قيامت از تو بگذرند . اين طمع نيست كه دارى ، مرض است . و ايضا بترس از ظلم بندگان ، زنهار كه از ظلمه و اعوان و اشباه ايشان نباشى ؛ واى بر آن كه مردم او را اكرام كنند تا از شرّ او محفوظ باشند كه به فرمودهء امام ( ع ) او بدترين خلايق است . و اينجا جاى بسط نيست و اشاره تو را اگر عاقلى كافى است . تنبيه [ حشر حيوانات ] از آيهء وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ 147 يعنى زمانى كه وحشيان محشور شوند ، و احاديث بسيارى ظاهر مىشود كه بعضى حيوانات را حشر و نشرى است ، مثل حديث امير ( ع ) كه فرمود خدا قصاص مىكند اگر چه از براى شاخ زدن حيوان باشد . 148 و ابن بابويه به سند معتبر روايت كرده كه حضرت رسول ناقه‌اى ديد كه پايش بسته و بار بر پشت او است ، فرمود كجاست صاحب اين ناقه ، بگوئيد مهيّا باشد كه فرداى قيامت اين ناقه با او خصومت خواهد كرد 149 . و در حقّ اليقين احاديث ديگر نيز آورده . بلكه از آيهء شريفهء وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ . . . إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ 150 كه در سورهء مباركهء انعام است ظاهر مىشود كه همهء ايشان محشور مىشوند . و ايضا شكى نيست كه بسيارى از حيوانات نفوس محترمه دارند و در فقه ايشان را احكام بسيار است از وجوب نفقه و ترك اذيت ايشان و بار نمودن